جمعه 3 آذر 1391  03:54 ب.ظ    ویرایش: - -

ما به همه می‏گوییم که از روی متن، روضه بخوانید؛ حالا بنده می‏خواهم متن کتاب ˈلهوفِˈ ابن طاووس را برایتان بخوانم، تا ببینیم روضه‏ متنی چگونه است...

کتاب معروف ˈلهوفˈ از سیّد علیّ بن موسی بن جعفر بن طاووس است. در تعبیرات منبری های ما عین عبارات این کتاب - مثل روایت - خوانده می‏شود؛ از بس متقن و مهم است. من از روی این می‏خوانم.

می‏گوید ˈفلمّا لم یبق معه سوی اهل بیتهˈ؛ یعنی وقتی‏که همه اصحاب امام حسین(ع) به شهادت رسیدند و کسی غیر از خانواده‏ او باقی نماند، ˈخرج علی بن الحسین(ع)؛ علی اکبر(ع) از خیمه‏گاه خارج شد. ˈو کان من اشبه النّاس خلقاًˈ؛ علی اکبر(ع) یکی از زیباترین جوانان بود.

ˈفاستأذن أباه فی القتالˈ؛ پیش پدر آمد و گفت: پدر، اکنون اجازه بده تا من بروم بجنگم و جانم را قربانت کنم. ˈفأذن لهˈ؛ هیچ مقاومتی نکرد و به او اجازه داد!

این دیگر اصحاب و برادرزاده و خواهرزاده نیست که امام (ع) به او بگوید نرو - بایست - این پاره‏ تن و پاره‏ جگر خود اوست! حال که می‏خواهد برود، باید امام حسین(ع) اجازه دهد. این انفاق امام حسین(ع) است؛ این اسماعیل حسین (ع) است که به میدان می‏رود.

اجازه داد که برود، اما همین که علی اکبر(ع) به طرف میدان راه افتاد، ˈثمّ نظر الیه نظر یائس منهˈ؛ امام حسین(ع) نگاهی از روی نومیدی، به قدّ و قامت علی اکبر(ع) انداخت ˈو ارخی علیه‏السّلام عینه و بکی، ثمّ قال اللّهم اشهدˈ؛ گفت: خدایا خودت شاهد باش ˈفقد برز الیهم غلام اشبه النّاس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولکˈ؛ جوانی را به جنگ و به کام مرگ فرستادم که از همه مردم، شبیه‏تر به پیغمبر بود؛ هم در چهره، هم در حرف زدن، هم در اخلاق؛ از همه جهت!

به به، چه جوانی! اخلاقش هم به پیغمبر، از همه شبیه‏تر است. قیافه و حرف زدنش هم به پیغمبر و به حرف زدن پیغمبر، از همه شبیه‏تر است.

شما ببینید امام حسین(ع)، به چنین جوانی چقدر علاقه‏مند است! به این جوان، عشق می‏ورزد؛ نه فقط به خاطر اینکه پسر اوست. به خاطر شباهت، آن هم‏چنان شباهتی به پیغمبر(ص)! آن هم حسینی که در بغل پیغمبر بزرگ شده است. به این پسر، خیلی علاقه دارد و رفتن این پسر به میدان جنگ، خیلی برایش سخت است. بالاخره رفت.

مرحوم ابن طاووس نقل می‏کند که این جوان به میدان جنگ رفت و شجاعانه جنگید. بعد نزد پدرش برگشت و گفت: پدر جان! تشنگی دارد مرا می‏کشد؛ اگر آبی داری، به من بده. حضرت هم آن جواب را به او داد. برگشت و به طرف میدان رفت. حضرت در جواب به او فرمود: برو بجنگ؛ طولی نخواهد کشید که به دست جدّت سیراب خواهی شد. ˈفرجع الی موقف نضالˈ؛ علی اکبر(ع) به ‏طرف میدان جنگ برگشت.

مؤلّف این کتاب، ابن طاووس است؛ آدم ثقه‏ای است. این‏طور نیست که برای گریه گرفتن و مثلًا گرم کردن مجلس بخواهد حرفی بزند؛ نه. عباراتش عبارات متقنی است. می‏گوید: ˈو قاتل اعظم القتالˈ؛ علی اکبر(ع)، بزرگترین جنگ را کرد؛ در نهایت شجاعت و شهامت جنگید. بعد از آنکه مقداری جنگید، ˈفرماه منقذ بن مرة العبدی لعنة اللهˈ؛ یکی از افراد دشمن، آن حضرت را با تیری هدف گرفت. ˈفصرعهˈ؛ پس او را از روی اسب به زمین انداخت.

ˈفنادی یا ابتاه علیک السّلامˈ؛ صدای جوان بلند شد: پدر، خداحافظ!

ˈهذا جدّی یقرؤک السّلامˈ؛ این جدّم پیغمبر است که به تو سلام می‏رساند.

ˈو یقول عجل القدوم علیناˈ؛ می‏گوید: فرزندم حسین! زود بیا، بر ما وارد شو

علی اکبر(ع)، همین یک‏ کلمه را بر زبان جاری کرد - ˈثم شهق شهقتاً فماتˈ؛ بعد آهی، یا فریادی کشید و جان از بدنش بیرون رفت.

ˈفجاء الحسین علیه‏السّلامˈ؛ امام حسین(ع) تا صدای فرزند را شنید، به طرف میدان جنگ آمد؛ آنجایی که جوانش روی زمین افتاده است.

ˈحتّی وقف علیهˈ؛ بالای سر جوان خود رسید.

ˈو وضع خدّه علی خدّهˈ؛ صورتش را روی صورت علی اکبر(ع) گذاشت.

ˈو قال قتل الله قوماً قتلوک ما اجرأهم علی اللهˈ؛ حضرت، صورتش را روی صورت علی اکبر(ع) گذاشت و این کلمات را گفت: خداوند بکشد قومی را که تو را کشت...

ˈقال الرّاوی: و خرجت زینب بنت علی(ع)ˈ؛ راوی می‏گوید: یک ‏وقت دیدیم که زینب(ع) از خیمه‏ها خارج شد. ˈفنادی یا حبیباه یا ابن أخاهˈ؛ صدایش بلند شد: ای عزیز من؛ ای برادرزاده من! ˈو جاءت فأکبّت علیهˈ؛ آمد و خودش را روی پیکر بی‏جان علی اکبر(ع) انداخت.

ˈفجاء الحسین علیه‏السّلام فأخذها و ردها الی النّساءˈ؛ امام حسین(ع) آمد، بازوی خواهرش را گرفت، او را از روی جسد علی اکبر(ع) بلند کرد و پیش زنها فرستاد.

ˈثمّ جعل اهل بیته صلوات الله و سلامه علیهم یخرج رجل منهم بعد الرجلˈ؛ دنباله این قضیه را نقل می‏کند که اگر بخواهیم این عبارات را بخوانیم، واقعاً دل انسان از شنیدن این کلمات، آب می‏شود!

من از این عبارت ابن طاووس، مطلبی به ذهنم رسید. اینکه می‏گوید: ˈفأکبّت علیهˈ، آنچه در این جمله‏ ابن طاووس است - که حتماً از روایات و اخبار صحیحی نقل کرده - نمی‏گوید که امام حسین(ع) خودش را روی بدن علی اکبر(ع) انداخت؛ امام حسین(ع)، فقط صورتش‏ را روی صورت جوانش گذاشت. اما آنکه خودش را از روی بی‏تابی روی بدن علی اکبر(ع) انداخت، حضرت زینب کبری(س) است...

حضرت آیت الله خامنه‌ای

نوحه در رثای حضرت علی اکبر (ع) به سه زبان فارسی،‌عربی و ترکی با صدای حاج محمود کریمی (+)

   


نظر دهید()  

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات