یکشنبه 23 اسفند 1388  11:55 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 24 اسفند 1388 12:51 ق.ظ
نوع مطلب: داستان واقعی ،

شهدا گیر كرده‌اند؛ این‌طرفی‌ها می‌گویند: «می‌شود با استفاده از آن‌ها جو دانشگاه را بهتر كرد...‌ بروید دانشگاه‌های خارج از كشور را ببینید... این حداقل كاری‌ست كه می‌توانیم برایشان بكنیم...» آن‌طرفی‌ها می‌گویند: «می‌خواهید دانشگاه را پادگان كنید... مگر دانشگاه گورستان است؟ هر چیزی به جای خود ...»

 

شهدا گیر كرده‌اند؛ این طرف حوض ایستاده‌ام. حوض را دور زده‌اند و رسیده‌اند به چندقدمی «آرامگاه»شان. هیاهو بالا گرفته است،‌ آن‌طرف زنجیره‌ی انسانی تشكیل داده‌اند كه «نمی‌گذاریم» و این‌طرف هم زور می‌زنند كه «خواهیم دید»

 

شهدا گیر كرده‌اند؛ «جوانك نابخرد1» می‌رود بالای داربست فلزی. لباس خاكی پوشیده و چفیه انداخته دور گردنش. صورتش سرخ شده. دست‌هایش را باز می‌كند و فریاد می‌زند: «به من بزنید... با این‌ها كاری نداشته باشید...» پرواز بطری‌ها و كاغذ مچاله‌ها و هر چه دم دستشان است اما، متوقف نمی‌شود.

 

شهدا گیر كرده‌اند؛ این طرف حوض ایستاده‌ام در چند قدمی مسئول نهاد. یكی از مخالفین می‌آید. دارد زار زار گریه می‌كند، با دست نشانشان می‌دهد و ‌فریاد می‌زند: «حاج‌آقا... ببین... این‌طوری خوب شد؟ ببین دارند چه می‌كنند... اینطوری خوب شد؟...» و سرش را می‌گذارد به دیوار مسجد. شانه‌هایش دارند تكان می‌خورند.

 

شهدا گیر كرده‌اند؛ سال بعدش، سنگ قبرشان را عوض كرده‌اند. مراسم «رونمایی»‌ست! دست خودم كه نیست، گوشم می‌شنود صدای آقای مسئول را: «عجب سنگ قبر خوشگلی شده...»

 

 

خاك تان می‌كنند بازحمت، خاك یعنی كه خاك برسرتان

مرده‌های غریبه‌ی گم‌نام! چه شده ضجه‌های مادرتان؟!...2

 

1.عنوانی كه نشریه‌ی متعلق به انجمن -به اصلاح- اسلامی دانشگاه، برای او به كار برد. می‌گفتند او باعث تحریك دانشجویان شده است!

2. شاعر: مسعود دیانی

 

پ.ن: چهار سال بعد از آن ماجرا،‌ نه دانشگاه پادگان شده و نه جَوّش بهتر.

   


نظر دهید()  
الیاس
چهارشنبه 18 فروردین 1389 12:24 ق.ظ
سلام.
جه جوری فهمیدی که جو دانشگاه بهتر شده یا نه؟
چشم برزخی داری یا غرور گرفتت که میتونی انقدر خفن تحلیل کنی؟
من از اول با این کار مخالف بودم و البته از یه جایی به بعد موافق شدم اما تعجب می کنم از شما با این همه ملاحظه کاری در نوشتن که یهو این رو میگی؟ یعنی برکتی نداره وجود شهید تو دانشگاه؟؟؟؟؟
اگه بگی اون اول کلی هزینه دادیم و حالا دخل و خرج شاید نخونه می شه یجورایی از این جمله دفاع کرد اما این چیزی که تو گفتی مسئولیت داره؟
ببخشید اگه تند صحبت کردم اما می خواستم یه لحظه بترسونمت که وقتی دست به قلم می شی مسئولیتت زیاد می شه.
یا حق.
پاسخ امین تجملیان : سلام
منظورم این نبود که شهدا برکتی برای دانشگاه نداشته اند. بهتر این است که بگویم ما نتوانستیم بخوبی از وجود آنها استفاده کنیم.
مساله این است که از یک زمان به بعد، هدف عده ای این شد که به هر قیمتی شهدا را در دانشگاه دفن کنند و عده ای هم دقیقا -و بدون هیچ منطقی- ساز مخالف زدند.
یعنی سر یک لج و لجبازی مسخره، شهدا را که نه، خودمان را به سخره گرفتیم.
به هر حالممنون از انتقاد سازنده ات.
یا حق
آرمان
چهارشنبه 26 اسفند 1388 02:38 ق.ظ
دردناک بود خیلی
ایمان
دوشنبه 24 اسفند 1388 11:56 ب.ظ
در حضور دوستی مطلبی در مورد آقا گفتم.
بهم گفت كه خیلی خوبه آدم اهل افراط و تفریط نباشه
جمله ای كه خیلی ها تو این چند وقته بكار می برند
تو خودم تاسف خوردم
خواستم بگم اگه هم اسمشو بذاری افراط، به نظرم این افراط خیلی بهتر از افراطیه كه شما در مورد یه عده معلوم الحال داری عزیز
(بی ربط اما واجب بود)
یاحق...
پاسخ امین تجملیان : سلام
چرا نگفتی برادر؟
آشناتر
دوشنبه 24 اسفند 1388 02:18 ب.ظ
مانند پادشاهان ستمگر به عیوب دیگران ننگرید
بلكه
مانند بردگان ضعیف به عیوب خود بنگرید.

«امام صادق علیه الصلوه و السلام»

(مطمئن باشید بی‌ربط نیست)
پاسخ امین تجملیان : بی ربط نبود
ممنونم

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic