تبلیغات
بسم الله - بیدار باش كه ما خوابیم!
چهارشنبه 2 تیر 1389  02:29 ب.ظ    ویرایش: شنبه 12 تیر 1389 09:06 ق.ظ

محضر مقدس مقام معظم رهبری

حضرت آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی)

پیرو فرمایشات گرانقدر حضرتعالی و نامگذاری سال جاری به عنوان «سال همت مضاعف و كار مضاعف» و همچنین لزوم اطاعت مسئولان و خدمتگزاران جامعه اسلامی از فرمایشات حضرتعالی،‌ گزارشی از فعالیت‌های انجام گرفته برای تحقق این شعار عالمانه در سه ماهه نخست سال به محضرتان تقدیم می‌گردد:

1. چاپ و توزیع پوستر مزین به تمثال مبارك حضرتعالی و با درج عبارت هوشمندانه «سال همت مضاعف و كار مضاعف گرامی باد» در ابعاد وسیع در سراسر كشور.

2. تهیه بنر و پارچه‌نوشته‌هایی در طرح‌های جذاب و دیدنی در حمایت و ترویج این شعار ارزشمند به تعداد كافی و نصب آن‌ها بر سر در ادارات و نهادها و سازمان‌های دولتی و غیره و غیره.

3. درج عبارت «سال همت مضاعف و كار مضاعف» در سربرگ نامه‌ها، ‌بخش‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های موجود در ادارات در جهت ترویج روزافزون این ایده‌ی حكیمانه

4. هماهنگی برای برگزاری همایش‌های بزرگ، جذاب و آبرومند با اختصاص بودجه‌ی كافی و وافی كه ان‌شاالله در ادامه سال شاهد برگزاری آن‌ها خواهید بود.

در خاتمه با ذكر این نكات كه «ما اهل كوفه نیستیم، ما اهل ایران هستیم»، «ای رهبر آماده، ‌آزاده‌ایم آزاده» و «‌مرگ بر ضد ولایت فقیر» اعلام می‌داریم كه

«رهبرا! ‌آسوده بیدار باش كه ما خوابیم»

ایام عزت مستدام

جمعی از كارگزاران و مسئولان (نوكران مردم سابق)

 

                

   


نظر دهید()  
t
یکشنبه 24 مرداد 1389 03:32 ب.ظ
salam
kash midunesti poshte in falsafe velayate faghir che bi sharmiha o dorughhayi khabide,kash ye kam too ghorane khoda ghore mikardi o aye velayt ro dorost ta tah mikhoondi ta befahmi hazarat chetor vase donya din ro mifrooshan,kash...
پاسخ امین تجملیان : سلام علیكم
مثل این‌كه شما خیلی می دونید. خیلی غور كردید و آیات قرآن را خیلی خوب به هم مرتبط و با هم تفسیر می كنید. خیلی هم خوب به نیات افراد آگاه هستید.
فقط سوال بنده از شما این است كه این همه فضل و كمالات را در محضر چه فقیه یا مرجعی و در چه حوزه ای و طی چه مدت زمانی كسب كرده اید؟ چون به هر حال این همه دانش نمی تواند بدون تلاش فردی و بدون استفاده از محضر دانشمندان اهل فن میسر شده باشد.
منتظر پاسختان هستم
محسن
سه شنبه 19 مرداد 1389 11:35 ق.ظ
بله البته نباید از کسانی که حضورشان در راهپیمایی ها تنها برای قطع نشدن نان نفتی شان است بیش از این انتظار داشت
امان از این پول نفت که با ملت جه که نمی کنه
یک خاطره دارم از نماز جمعه 14 خرداد امسال شاید شما هم مشابهش رو دیده باشی
شرم آوره
موفق باشی
غریبه
چهارشنبه 23 تیر 1389 10:58 ق.ظ
ان چنان كه انان در باطل خود پایدارند ما در ایمان خود راسخ نیستیم
مامان نی نی تپل
جمعه 18 تیر 1389 04:57 ب.ظ
به امر رب خود لبیک گوییم
به همراه ملائک جمله گوییم
سلام و رحمت حق بر محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد...

عیدتان مبارک
التماس دعا
برای خاطر آیه ها
جمعه 11 تیر 1389 04:28 ب.ظ
اذهب انت و ربك
فقاتلا
انّا هاهنا قاعدون.
سحر
پنجشنبه 10 تیر 1389 07:32 ب.ظ
تصور کردم شما خواستید از مظلومیت رهبری بگید من هم خواستم از مظلومیت مردم بگم
ندی
سه شنبه 8 تیر 1389 02:45 ب.ظ
زیبیییییییییییییییییبا
فرزاد
دوشنبه 7 تیر 1389 10:02 ب.ظ
ملتی داریم به شدت حاشیه ای!
ایمان
دوشنبه 7 تیر 1389 11:02 ق.ظ
مظلومیت افراد دل آدمو به درد میاره.
شهدای گمنام فتنه، روسیاهیم پیش شما...
رهگذر
دوشنبه 7 تیر 1389 03:46 ق.ظ
وای كه دلم لرزید از خوندن این نامه...
"گر مسلمانی از این است كه "اینان" دارند/ وای اگر از پس امروز بود فردایی..."
به سحر، فاطمه و همه رنج‌كشیدكان: دل قوی دار، سحر نزدیك است... .
پاسخ امین تجملیان : انشاالله جزو «اینان» نباشیم و نباشید.
این لینك‌ها را هم ببینید و اگر دلتان لرزید ما را هم دعا كنید:
http://ettehad88.blogfa.com/post-53.aspx
http://ettehad88.blogfa.com/post-51.aspx
http://ettehad88.blogfa.com/post-50.aspx
http://ettehad88.blogfa.com/post-55.aspx
http://yekpaberahne.blogfa.com/page/1.aspx
سحر
دوشنبه 7 تیر 1389 03:12 ق.ظ
«رفت تا از گرد زمین پاک بماند آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند»

پدرم روزت مبارک. امیدوارم خدا به همراه دیگر شهدای راه آزادی روزتان را برایتان جشن بگیرد. ببخش مرا که دیگر قلمم توان ندارد تا بیشتر از دلتنگی هایی که خود بیش از همه به آن آگاهی، برایت بنویسد. بدان که ما راضی هستیم به رضای خدا و شادیم به شادی تو.


پدرم دیده به سویت نگران است هنوز غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آن قدر مهر و وفا بر همگان کردی تو نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

دخترت فاطمه
پاسخ امین تجملیان : خدا به خانواده ایشان و همه خانواده هایی كه در این قضایا آسیب دیده اند صبر عطا كند. عذاب مسببین این حوادث مسلما نزد خداوند محفوظ است.
البته من متوجه نشدم كه این نامه چه ارتباطی با متن داشت!
سحر
دوشنبه 7 تیر 1389 03:11 ق.ظ
پدرم، بابای خوبم، دلم تنگ است برای خنده هایت، برای شوخی هایت، برای دست های نوازشگرت، برای شانه هایت که تکیه گاهی محکم برایمان بود. همیشه می گفتی تا من هستم از هیچ چیزی نترس ولی الان که نیستی…. اما نه، تو باعث شدی که تکیه گاهی محکمتر پیدا کنم.«خدا» کسی که امانتش را از ما گرفت و خود کفیل ما شد و من راضیم به رضای او، می دانم که مرا به آزمایشی سخت مبتلا کرد تا من حضورش را پررنگ تر از قبل حس کنم و این طور هم شد و من بسیار خوشحالم که تو در کنار او آرامش یافته ای.

به قول دکتر شریعتی: «شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمن را نمی کشد، رسوا می کند.» و در مورد تو نیز این گونه شد و شهادت مظلومانه ات، رسوایی بزرگی را برای دشمنان به بار آورد و من ۶ ماه است با افتخار سرم را بالا گرفته ام و برای همیشه افتخار می کنم که پدرم شهید راه آزادی است و من فرزند چنین شهیدی.

به گفته شهید مطهری: «مپندارید که شهدا رفته اند و ما مانده ایم بلکه آنها مانده اند و گذر زمان ما را با خود برده است.»

و من در گذر زمان ایستاده ام همچون درختی تنومند و سبز که ریشه هایی قوی در دل خاک دارد و تنش از گزند بدخواهان و تبر جنگل بانان آسیبی نمی بیند و به مظلومیتت سوگند که تا گرفتن انتقام خون تو از پا نمی نشینم و از افشای حقایق باکی نخواهم داشت.

پدرم! چه کنیم که تو برای این دنیا ساخته نشده بودی، دلت جای دیگری بود دلتنگ او بودی و وعده هایش و عاقبت چه زیبا و عاشقانه به سوی محبوبت شتافتی، برو سفر بخیر ولی هراز گاهی به ما هم سری بزن.
سحر
دوشنبه 7 تیر 1389 03:09 ق.ظ
به پسر ۸ ساله ات که تازه باسواد شده می گویم واژه پدر را خودش برایت بنویسد و همراه با گل ها بر سر مزارت بیاورد، پسری که با شوق حروف الفبا را یاد گرفت تا بتواند با نوشتن نامت تو را خوشحال کند. افسوس که آنها دلشان به چشمان غمناک پسر کوچکی هم رحم نکرد و او اولین بار نام تو را در دفترش این گونه نوشت: «شهید سیدعلی موسوی حبیبی» و با شوقی کودکانه به من نشان می داد که: فاطمه ببین درست نوشته ام و من بغضم را مثل همیشه فرو می خوردم و می گفتم: آره درسته عزیزم، نمره ات بیست است. نمره تو و پدر شهیدمان.

مادرمان نیز سخت دلتنگ است ولی محکم ایستاده تا جای تو را هم برایمان پر کند، حتی سعی می کند اشکهایش را از ما مخفی کند تا دلمان نلرزد ولی من خوب می فهمم در قلبش طوفانی برپاست. پدرجان! تو خود خوب می دانی که ما همگی محکم، پابرجا و همچنان سبز ایستاده ایم و راه سبزت را ادامه خواهیم داد. پس در آستانه میلاد مولای عدالت پیشه مان علی(ع) رضایتت را از ما اعلام کن. لااقل به خوابمان بیا و دست پرمهرت را بر سرمان بکش که سخت دلتنگ و آرزومند آنیم
سحر
دوشنبه 7 تیر 1389 03:08 ق.ظ
به نظرتان اگر این نامه محضر ایشان میرسید چه نظری میدادند؟
فرزند شهید سید علی موسوی به مناسبت روز پدر نامه ای برای پدرش نوشت
بنام خداوند قادر متعال

سلام پدر، ۶ ماه است که واژه پدر برایم غریب شده است. ۶ ماه است که دیگر سلامهایم جوابی برایشان پیدا نمی شود. حسرت گفتن یک پدر و شنیدن جواب، ۶ ماه است که مرا می آزارد. صدای زنگ در و سلام های بلند و توأم با خنده های تو هنوز در گوشم طنین انداز است و چه سخت است که تو آن جا باشی و من این جا روز پدر را برایت جشن بگیرم. خاطرت هست که مناسبت ها را خودم کیک می پختم و منتظر می شدم تا تو بیایی و کیک را در حضور تو می بریدم. امسال هم به بهانه روز پدر کیک می پزم و رویش با سبز می نویسم: پدر شهیدم روزت مبارک. هدیه امسال را خودم برایت می آورم، چند شاخه گل و لبخندی که بر روی لبانم نشسته است و می دانم که تو را شاد می کند
میم ِ لام
جمعه 4 تیر 1389 11:53 ق.ظ
هوالکاتب
از تبیلغات متنفرم!
از این‌که بگویم: وب‌لاگ خوبی داری به من هم سر بزن!
امّا چه می‌شود کرد وقتی همان‌طور که نان، بی مایه فطیره وب‌لاگ هم بی بازدید کننده گورستان!
--------
کتائب یک دیوانه
http://mim-e-lam.blogfa.com
http://mim-e-lam.pelakfa.com
ali
پنجشنبه 3 تیر 1389 09:58 ب.ظ
پست خوبی بود امین جان. همین که متوجه شدی همه این ها شعار و بازیه، خوبه. در مورد کامنت جناب اصغری(که فکر کنم بشناسم) باید گفت که اساسا باید پرسید منظورشون از تاکید بر واژه حقیقت چیه؟ اگر همون باشه که من فکر می کنم باید بالکل تعریف حقیقت را عوض کرد چون فقط در چند ماه گذشته به اندازه همه زندگی گوبلز از اینان دروغ و دبنگ و ریا دیده و شنیده ایم. انکار این هم انکار واقعیتیه که خیلی در دفاع ازش اصرار دارید (ند)
پاسخ امین تجملیان : متاسفانه متوجه نشدید كه منظورم چه بود
اصغری
پنجشنبه 3 تیر 1389 01:27 ب.ظ
سلام برادر!مگرنشنیده اید برای كوبیدن یك حقیقت لازم نیست به آن خوب حمله كنی بلكه باید بدازآن دفاع كنی!پس بگذار دوروی سكه باهم همكاری كنند كه درآخر اسمی از حقیقت نماند!یك روی سكه:آنانكه معاندانه ولجوجانه همچون كسانیكه خداوند فرمود"پرده بر چشمان وگوشان وقلبهایشان می كشیم تاحق رانبینند،نشنوندونفهمند"به جنگ وجدان خود وحقیقت وفطرت خودمشغولندوهمیشه درحال حمله اندوهجوم وروی دیگرسكه:آنانكه بانماد گرایی صرف وظاهرپرستی ،فقط شعار را می گیرندواز عمل غافلند.دوگروه دریك چیز دیگر هم اشتراك دارند:هردو فقط شخص راهدف گرفته اند وبه مغز اندیشه او كاری ندارند.گروه اول فقط می تازد حتی اگر سخن حقی باشدولی چون فلانی گفته باید خراب شودوگروه دوم فقط ذوب می شود چون فلانی گفته .به اصل سخن كاری ندارند!بااین احوال آیا حقیقتی هم خواهد ماند؟!خدا همگی مان را عاقبت بخیر كند.
پاسخ امین تجملیان : سلام علیكم
نباید بگذاریم «دو روی سكه با هم همكاری كنند كه در آخر اسمی از حقیقت نماند»
چگونگی اش نیاز به تفكر و عمل دارد
منتظر پیشنهادهایتان هستم
صدرا
چهارشنبه 2 تیر 1389 08:51 ب.ظ
سلام برادر!
مثل اینکه تنت میخاره ها؟
با مسئولان چه کار داری؟
ولایت فقیر چیه؟
جمله آخرتو عوض کنی بهتره
مگه زبونم لال شما محمد رضایی!
پاسخ امین تجملیان : سلام برادر!
«ولایت فقیر» ولایتی فقیهی است كه طرفداران وحامیانش این گونه اند كه ماییم
حامد
چهارشنبه 2 تیر 1389 03:52 ب.ظ
قیصـــر: .. احترامت واجبه خان دایی!اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی آد.کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟!... این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی.به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ...
به یاد مسعود كیمیایی
آشناتر
چهارشنبه 2 تیر 1389 03:52 ب.ظ
1- آقا شما با كارگزاران مشكل دارین با مسئولان چكار دارین؟
2- مردم سابق چه كسانی هستند؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»