تبلیغات
بسم الله - پرواز تا بی نهایت/3/امر به معروف
شنبه 23 مرداد 1389  10:36 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 4 مهر 1389 05:54 ب.ظ

در یكی از زنگهای تفریح، او نزد من آمد و سر صحبت را باز كرد.

از من پرسید: نماز می خوانی؟

گفتم: گاهی وقتها.

گفت: كجاهای قرآن را از حفظ هستی؟

گفتم: چیزی از قرآن حفظ نیستم.

گفت: می خواهی آیاتی از قرآن را به تو یاد بدهم كه نامش «آیت الكرسی» است؟

سپس شروع كرد در مورد فضیلتهای آیت الكرسی صحبت كردن. من زیر بار حرفهای او نمی رفتم؛ ولی او از من دست بردار نبود. همان روز در زنگ تفریح بعدی، قرآن كوچكی از جیبش بیرون آورد كه همان آیت الكرسی در آن نوشته شده بود و گفت: بیا ببینم می توانی قرآن بخوانی؟

من شروع به خواندن كردم و همه را غلط می خواندم. او با آرامش و متانت، دو، سه مرتبه آن آیه را خواند و گفت: می توانی این سوره را حفظ كنی؟

به این ترتیب در زنگهای تفریح با هم بودیم و پیوسته با من قرآن كار می كرد. یادم هست كه كلاس پانزده روزه ما تمام شد و من با عنایت و تلاش عباس آیت الكرسی و سوره های «والّیل» و «والشّمس» را حفظ كرده بودم.

   


نظر دهید()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»