تبلیغات
بسم الله - پرواز تا بی‌نهایت/6/كمك در راه خدا
سه شنبه 26 مرداد 1389  08:52 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 4 مهر 1389 05:53 ب.ظ

بابای مدرسه مانده بود كه چطور مدرسه تمیز می‌شود. عصر كه بچه‌ها می‌رفتند همه‌جا شلوغ و كثیف بود اما‌ صبح فردا همه چیز مرتب می‌شد. حیاط، سالن، كلاس‌ها. همه جا.

با زنش عقل‌هایشان را یك‌كاسه كرده بودند و آخر به این نتیجه رسیده بودند: جن! خب نمی‌شود كه چیزی همین‌طورخود به خود درست شود...شهید سرلشگر خلبان عباس بابایی

.

.

.

بابای مدرسه پیرمرد بود. نمی‌توانست خوب به مدرسه برسد. می‌ترسید به خاطر این بیرونش كنند. نیمه‌شب‌ بلند می‌شد، دیوار مدرسه را بالا می‌رفت و ...

 

   


نظر دهید()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»