تبلیغات
بسم الله - ناچار شده بود...
جمعه 2 مهر 1389  12:00 ب.ظ    ویرایش: شنبه 13 آذر 1389 12:59 ق.ظ
نوع مطلب: مظلوم مقتدر ،

 فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا وَ تَطَلَّعْتُ حِینَ تَقَبَّعُوا وَ نَطَقْتُ حِینَ تَعْتَعُوا وَ مَضَیْتُ بِنُورِ اَللَّهِ حِینَ وَقَفُوا وَ كُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلاَهُمْ فَوْتاً فَطِرْتُ بِعِنَانِهَا وَ اِسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا كَالْجَبَلِ لاَ تُحَرِّكُهُ اَلْقَوَاصِفُ وَ لاَ تُزِیلُهُ اَلْعَوَاصِفُ لَمْ یَكُنْ لِأَحَدٍ فِیَّ مَهْمَزٌ وَ لاَ لِقَائِلٍ فِیَّ مَغْمَزٌ اَلذَّلِیلُ عِنْدِی عَزِیزٌ حَتَّى آخُذَ اَلْحَقَّ لَهُ وَ اَلْقَوِیُّ عِنْدِی ضَعِیفٌ حَتَّى آخُذَ اَلْحَقَّ مِنْهُ...1

آن دم که همه از ترس در خانه نشسته بودند من قیام کردم

و آنگاه که همگی خود را پنهان کرده بودند من آشکارا به میدان آمدم

و آن زمان که همه لب فروبسته بودند من سخن گفتم

و آن وقت که همه ایستاده بودند من با راهنمائی نور خدا به راه افتادم.

در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‌تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم.

زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضائل را بردم.

همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت در نمی آورد و طوفانها آن را از جای بر نمی‌کند.

هیچکس نمی‌توانست عیبی در من بیابد و هیچ سخن‌چینی جای طعن در من نمی‌یافت.

ذلیل‌ترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم و نیرومند در نزد من پست و ناتوان است تا حق را از او بازستانم...

.

.

ناچارش كرده بودند كه از فضائلش بگوید...

1. خطبه 37ام نهج‌البلاغه: پس از فرونشاندن شورش نهروان در سال 38 هجری ایراد فرمود. (ترجمه: مرحوم دشتی)

   


نظر دهید()  
حسینی
سه شنبه 6 مهر 1389 05:49 ب.ظ
ناچارش کرده بودند ....
خیلی عالی بود.
خدا جزای خیر دهاد!
بهار نارنج
دوشنبه 5 مهر 1389 08:21 ق.ظ
مرد، خبرِ بزرگ بود؛ نبأ عظیم.
می‌گفت: ظرف بیاورید، ظرف‌های بزرگ بیاورید تا پر كنم.
می‌گفت: من به راه‌های آسمان داناترم از راه‌های زمین.
می‌گفت: قبل از آن‌كه از دست‌م بدهید، بپرسید از من سؤال‌هایتان را...
.
مردم، عجیب و غریب نگاهش می‌كردند..
امید
دوشنبه 5 مهر 1389 07:43 ق.ظ
بسیار تاثیرگذار بود.
بر غممان افزودی
تا باشد از این نوع غمها
باز هم بنویس از این متنها
ایمان
جمعه 2 مهر 1389 06:09 ب.ظ
معلوم نیست اگه ما رو مجبور كنند چی باید بگیم؟...
آشنای قریب
جمعه 2 مهر 1389 03:44 ب.ظ
به قربان مظلومیتت یا علی.
خوشحال میشیم سری هم به ما بزنید ووبلاگ مارا هم منور کنید.
موفق وپیروز باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»