تبلیغات
بسم الله - كعبه عاشق/8
سه شنبه 23 آذر 1389  10:36 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: عشق علیه السلام ،

آزادش کرده بودند که جانش را بردارد
و هرکجا خواست برود.
کوفه یا مدینه.
غلام سیاه* اما نرفت.
ماند.
این یک بار را خودش دلش میخواست غلامی کند.
خون از همه زخمهایش بیرون می ریخت
آخرین نفسها بود.
تنش آرام آرام سرد می شد
.
که صورتش ناکهان گرم شد
به زحمت چشم باز کرد
گونه امام چسبیده بود به گونه سیاه او
بریده بریده گفت:
"خوشبخت تر از من کسی هست؟"
و چشم بست.


*اسلم بن عمرو

منبع:
"کتابچه‌ی مجلس تنهایی، نوشته‌ی فاطمه شهیدی،فرهنگسرای خانواده"

 

از دلم روشن است

   


()  

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»