دوشنبه 18 بهمن 1389  05:01 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: راهكار عملیاتی ،

1. شهید رجایی

حاج‌اكبر برای ما تعریف می‌كرد كه در سال 46 وانتی داشتم كه با آن مواد خوراكی مثل برنج و روغن و قند و ... را برای بعضی از مستمندان می‌بردم. روزی منتظر كسی بودم كه بیاید و به من كمك كند آن جنس‌‌ها را سوار كنیم و تا مقصد ببریم كه از دور، چشمم به آقایی مودب و متین افتاد. از او خواستم به من كمك كند. او همه اجناس را بار وانت كرد و چون در جلوی ماشین جا نبود، خودش روی آن وسایل نشست و تا مقصد با من آمد و كمك كرد جنس‌ها را بین فقرا و مستمندان تقسیم كردیم. سال‌ها گذشت تا روزی در تلویزیون دیدم نخست‌وزیر دارد صحبت می‌كند. او همان جوان بی‌آلایشی بود كه به من در كمك به فقرا یاری می‌رساند. سپس به دفتر نخست‌وزیری رفتم و ایشان را دیدم. از آن روز پول و امكاناتی برای رفع نیاز فقرایی كه می‌شناختم، از نخست‌وزیر می‌گرفتم و بین فقرا تقسیم می‌كردم.

2. شهید مطهری

راننده ایشان میگفت: «افراد نیازمند بسیاری بودند كه ایشان ماهیانه توسط من برای آنها پول میفرستاد. در مواردی كه مطلع میشد مریض در بیمارستان بستری است وپول ندارد مرا مأمور میكرد بروم و مخارج او را بپردازم و حتی یك روز پدری را كه پسر مریضش را در خیابان به دوش میكشید و فقیر بود به دستور آقا سوار كردیم و در بیمارستان بستری نمودیم و مخارجش را ایشان پرداختند...»

3. شهید بهشتی

با كمك افراد خیری كه می‌دانستند پول را باید كجا خرج كرد، هزینة زندگی دانشجویان را تأمین می‌كرد. نتیجة آن آینده‌نگری این شد كه پانزده سال بعد از آن برنامه‌ریزی یك نفر از همان روحانیون جوان، جانشین خود شهید بهشتی در همان مركز اسلامی هامبورگ می‌شود، در حالی كه معلم و مربی او، یعنی شهید بهشتی، سال‌هاست به دیدار خداوند شتافته است...

وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ

   


نظر دهید()  
خاله زهرا
سه شنبه 7 تیر 1390 07:56 ق.ظ
خداوند به این سه شهید بزرگوار بهشت بدهد و انشاءالله که بتوانیم ادامه دهنده راه ایشان باشیم یک فاتحه برای شادی روحشان

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic