تبلیغات
بسم الله - رهبرِ فرهنگی و رهروان سیاست‌زده؟
چهارشنبه 29 تیر 1390  10:33 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 29 تیر 1390 10:49 ب.ظ
نوع مطلب: راه این‌جاست ،

بیانات امروز رهبر انقلاب، درباب اهمیت كتاب و كتاب‌خوانی بار دیگر حكایت از جایگاه رفیع فرهنگ، در نظام فكری ایشان داشت. دوست و دشمن در این مورد متفق‌اند كه رهبر جمهوری اسلامی ایران، شخصیتی فرهنگی دارد؛ بازدید‌های هر ساله از نمایشگاه‌ كتاب، جلسات مستمر با شاعران، جلسات منظم با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و مطالبات فرهنگی ایشان از دانشجویان، اساتید، نخبگان و فعالین فرهنگی،‌ گواه بر این مدعاست.

اما این‌كه چه در این بین رخ می‌دهد كه فاصله فرهنگی جامعه از خواسته‌های فرهنگی رهبر، تا به این اندازه بعید می‌شود، معمایی‌ست كه رمزگشایی از آن، تلاش فكری گسترده‌ای را طلب می‌كند.

رهبر

به نظر می‌رسد، سیاست‌زدگی مسئولان و مدیران، تاثیر بسزایی در این نارسایی داشته است. اگر اهل گشت‌وگذار در سایت‌های خبری باشید، بی‌شك متوجه شده‌اید كه اهتمام جدی رسانه‌های كشور -و پیش و بیش از آن‌ها مسئولان فعلی، قبلی و احتمالا بعدی كشور- پرداختن به مسائل سیاسی (و در حال حاضر انتخابات مجلس شورای - مثلا!- اسلامی) است. تا بوده، چنین بوده؛ بطوریكه اگرچه یكی از افتخارات نظام مقدس ما، ‌برگزاری به طور متوسط، هر ساله یك انتخابات است، این مساله به تهدیدی جدی برای پیشرفت كشور نیز تبدیل شده است. هر سال پیش از انتخابات، كارهای اساسی و بنیادی كشور، تعطیل می‌شود و مسئولان و سیاستمداران كارگروهی ویژه را برای بررسی راهكارهای پیروزی در انتخابات تشكیل می‌دهند.


به قول زن عباس در ستاره سپهر سینمای ایران، آژانس شیشه‌ای: این وسط گوشت قربانی، مردم و فرهنگشان است!

وضعیت زیر را تصور كنید:

هدایت یك مجموعه بر عهده شما قرار گرفته است؛ شما با توجه به تجربیات و دانش علمی و عملی خود، رهنمودهایی را به افراد تحت امر خود ارائه می‌كنید و آنان نیز شما را تایید می‌كنند. حتی برای نشان دادن مراتب والای تصدیق خود، اقدام به چاپ بنر از سخنانتان كرده و در هر مكان و هر زمان،‌ در حمایت از شما سخنانی ایراد و برای طول عمر هدایت و راهبری‌تان، به درگاه احدیت دائم‌الچنگند!  اما در هنگام عمل، اثری از همجهتی رفتارشان با خواسته‌هایتان دیده نمی‌شود. انگار كه حضرات در دنیای دیگری سیر می‌كنند و در پارادایمی غیر از آن‌چه شما دارید، می‌زیند!

به این مورد توجه كنید:

ما سال گذشته این‌جا عرض كردیم «مهندسى فرهنگى كشور» به عهده‌ى شماست؛ گفتیم این‌جا «قرارگاه اصلى» است، عقبه‌ى شما هم دبیرخانه و ملحقات دبیرخانه است و شوراهاى اقمارى و شوراى معین و كمیته‌هاى كارشناسى و جمع‌هاى دیگرى كه هستند؛ خطوط مقدّم اجرایى شما هم وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش‌عالى، وزارت ارشاد و دستگاه‌هاى مختلف هستند، آقایان هم تلقىِ به قبول كردید؛ یعنى این‌طور نبود كه ما این حرف را بزنیم، بعد بشنویم كه دوستان گفته‌اند نه، ما عقیده نداریم به مهندسى فرهنگى و این‌كه جایگاهش این‌جاست؛ نه، من خبر دارم كه بعد در جلسه كه صحبت شده و دوستان كه با هم بحث كرده‌اند - نظرات آقایان را براى من آوردند - همه تأیید كرده‌اند كه بله، همین درست است. خیلى خوب، حالا الان باید نقشه‌ى مهندسى فرهنگى كشور روى میز آماده باشد و باید روى آن بحث شده باشد؛ كار شده باشد؛ تصمیم‌گیرى شده باشد و نقشه‌ى كلان با راه‌كارها - نه فقط چیزهایى كه صرفاً آرزو و آمال است - كاملاً كشیده شده و مشخص شده باشد؛ این حرف اصلى ماست به شما دوستان... من وقتى به روى زمین نگاه مى‌كنم كه ببینم از این نقشه - نقشه مهندسى فرهنگى كشور كه در ابتداى صحبت عرض شد - روى زمین درباره‌ى نخبگان چه هست، چیزى نمى‌بینم...

رهبر انقلاب، در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیزده دیماه 1384

 

چه باید كند رهبری كه - مثلا- پیروانش لاف حمایت از او را می‌زنند و در عمل به كار و كسب منفعت خویش مشغول‌اند؟؟!

.

.

پ.ن. بیانات امروز رهبر بر روی بنرهای جذاب نقش خواهد بست، بخش‌های خبری آن را بطور گسترده پوشش می‌دهند، اسلایدهای ابتدایی ارائه‌ مدیران را مزین خواهد نمود و بر دیوار كتابخانه‌های كشور نصب خواهد شد؛‌ اما دریغ از عملی كه خواسته رهبر را جامه عمل بپوشاند...

   


نظر دهید()  
سعید عرب
دوشنبه 10 مرداد 1390 03:24 ب.ظ
سلام آقا امین
حالتون خوبه؟ مشتاق دیدار
امیدوارم وبلاگ شما مثل اون بنرهایی که سخنان امام خامنه ای رو میزنن ولی کسی به اون عمل نمیکنه نشه.
موفق باشید
پاسخ امین تجملیان : سلام برادر
بشدت مشتاق دیدار هستم
انشالله
امیر رضا
جمعه 7 مرداد 1390 04:41 ب.ظ
لطفادوباره نگاهی به اختیارات رهبر در قانون اساسی بکنید

فرماندهی کل نیروهای مسلح.
اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای مردمی.
نصب و عزل و قبول استعفای‏:
فقهای شورای نگهبان.
عالیترین مقام قوه قضاییه.
رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
ریییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه
و.......................
به این ها اختیارات خدادادی!!!!! دیگر مثله
نظارت استصوابی شورای نگهبان حکم حکومتی <توقیف فله‌ای مطبوعات و
اخیرا هم که نصب وزیر بر کنار شده و .......
به این ها اضافه کنید ثروت های بیکران مادی به این مرز و بوم را
حال سوالی که مطرح است این که با وجود این همه اختیارات چطور دامان کبریائی ایشان از هر گونه نقصانی که در فرهنگ یا اقتصاد یا امنیت یا سیاست مبری است چطور ایشان میتوانند فقط توصیه کنندچرا ایشان نباید پاسخگو باشند
پاسخ امین تجملیان : سوال شما درباره متن نبود و جواب به آن مجال دیگری می‌طلبد.
اما اجمالا باید گفت هیچ كس مدعی نشده است كه دامان ایشان از هرگونه اشتباهی بری است و نباید پاسخ‌گو باشند.
مسلم
شنبه 1 مرداد 1390 07:01 ب.ظ
حرف دل ما رو زدی... .
آشناتر
شنبه 1 مرداد 1390 03:29 ب.ظ
سلام برادر امین
یك نكته جالبی كه كه من در سیر پرسش و پاسخهای مكرر حاضر مشاهده كردم و البته در بسیاری از بحثها نیز خودم با آن برخوردم و حتی گاهی گرفتار آن شدم مطرح شدن یك موضوع اما بحث كردن طولانی در مورد یك بخش فرعی موضوع است
به نظر بنده حقیر بهتر است از خودمان شروع كرده و در هنگام بحث كردن از موضوع اصلی غافل نشویم
در خصوص مطالب حاضر نیز نظر برنده براین است كه موضوع اصلی اهمال كاری دست اندركاران است كه ناشی از ضعف ایمان است و سیاست زدگی یكی از نتایج آن است
وگرنه مومن پرایمان! (full Iman)! مسئولیت و عهد خویش را به احسن وجه ایفا می نماید. یا علی مددی
یک دوست
شنبه 1 مرداد 1390 03:16 ب.ظ
سلام

شرمنده نگفتم که کی هستم. (اصلانی)
یک دوست
شنبه 1 مرداد 1390 03:15 ب.ظ
سلام آقای تجملیان

خسته نباشید.بدجوری دلمون براتون تنگ شده

انشاالله که باز توفیق بشه در جوارتون باشیم.

آرزو میکنم که همیشه زیر سایه امام زمان

موفق و سربلند باشید.
امین
جمعه 31 تیر 1390 10:20 ب.ظ
برای محمدعلی عزیز:
شرمنده كردی برادر
در مورد این نقد دو نكته به نظرم می‌رسد:
1. یكی از مهمترین اشكالات مردم ما، تقدس‌بخشی به مافوق است. این‌كه فرد بالایی حتما بیشتر می‌فهمد و باید او را تایید كرد. سنت نامیمون پاچه‌خواری هم كه گریبانگیر خیلی از ماست. در نظر بگیر دانشجویی كه در مقابل استادش او را با لفظ «شما و حضرتعالی» خطاب می‌كند و پشت سرش، انسانش نیز نمی‌خواند!
در مورد رهبری نیز همین‌طور است: دیده‌ام كسانی كه در هنگام ورود رهبر به شهری، بصورت كاملا خودجوش برایش بنر می‌زنند و سالگرد تولد رهبر را هم به یادشان است و تبریك می‌گویند ولی در جمع خصوصی ... .
بگذریم، این آفتی‌ست كه ریشه در فرهنگ ما دارد، تملق‌گویی و احیانا در هنگام رسیدن به پست و مقام، انتظار تملق شنوی! بنده در مورد رهبر با گزاره اول موافقم (بسیاری از افراد مزورانه او را تحسین می‌گویند) ولی دومی را نه: او محتاج و مشتاق به شنیدن تملق نیست.
2. این‌كه رهبر باید شك كند كه در تریبون‌های رسمی چرا از او انتقاد نمی‌شود موضوع صحیحی‌ست و من نمی دانم آیا این شك در ایشان هست یا نه. اما این كه ایشان مردم را فرا بخواند كه مرا نقد كنید و این را مدام تكرار كند، صحیح نمی‌دانم. به نظرم مساله اصلی جامعه این نیست. باز هم قائلم كه اگر در ایشان نقصی وجود دارد (كه انسان جایزالخطاست) حرف‌های صحیح و منطقی و روی زمین مانده ایشان آنقدر زیاد هست كه در سخنرانی‌ها بر روی آن‌ها مانور بدهد. كما این‌كه حدس منطقی می‌گوید كه رهبر باید مكانیزمی برای شنیدن صدای مخالف برای خود ابداع كرده باشد. كما این‌كه به نظرم در یكی از سخنرانی‌هایشان (یادم نیست دقیقا كی و كجا) فرموده بود كه رهبر هم قابل نقد است و این‌كه من كانال‌های مختلفی برای گرفتن اطلاعات دارم.
سجاد
جمعه 31 تیر 1390 09:42 ب.ظ
امام هادی (ع): مجادله کردن دوستی دیرین را از بین می برد و پیوند استوار را از هم می گسلد.

رفتم تو فضای اتاق 402 و 322
یاد ایامی که بحث هایی داشتیم!!
امیدوارم به مجادله نکشه!
انشااله کرسی آزاد اندیشی پرملاتی در بیاد. تا حالا که خوب پیش رفته!
محمد علی
پنجشنبه 30 تیر 1390 07:27 ب.ظ
با عرض پوزش یک اصلاحیه:

در متن به جای "تقدس بخشی" ، "تقدس گرایی" آمده است که اصلاح می گردد.
محمد علی
پنجشنبه 30 تیر 1390 07:18 ب.ظ
سلام مجدد به امین
قبل از هر چیز -->

1) اولا در مورد نقد چهارم، باید بگویم پاسخ تو منطقی است. با عرض ارادت و پوزش و بدون حرف!

2) در مورد نقد دوم من هم نمی گویم که ایشان معتقد است "همه باید حرف او را تایید کنند" بلکه می گویم ایشان "تایید آنها را تایید حقیقی می داند" و این را دلیلی بر متکبر بودن ندانستم بلکه نشانه ای از "جهل مرکب" دانستم (که البته می تواند ناشی از تکبر باشد) اگر توجه کنی آنرا در پرانتز بعد از جهل مرکب نوشته ام. یعنی گمان اینکه تایید دیگران تایید حقیقی است. منظورم از حقیقی این نیست که از روی نفاق نباشد، بلکه منظورم از حقیقی این است که این تایید از یک تحلیل منطقی آزادانه (بدون پیش فرض احساسات گرایانه) ناشی شده باشد. آیا رهبری نباید شک کند به اینکه در رسانه های رسمی کشور و در دیدارهای با ایشان حتی یک مخالفت صریح با سخنان ایشان دیده نمی شود چه برسد به نقد مفصل. آیا در چنین شرایطی می توان به این تاییدات اعتماد کرد؟ البته اگر مخالفتی هم بشود ایشان قرار نیست ناراحت شود و شاید حتی استقبال هم بکند ولی نوع رفتار ایشان و عدم مبارزه با تقدس گرایی به شخصیت حقیقی و حقوقی ولی فقیه، این تابو را (یعنی مخالفت صریح با همه یا بخشی از نظرات رهبری در مورد یک موضوع خاص) بوجود آورده است. و البته معتقدم یکی از دلایل این مسئله (یعنی عدم مبارزه با تقدس گرایی و چاپلوسی) البته تکبر (شاید ناخودآگاه) هم هست.

انشاء الله ادامه دارد...
امین
پنجشنبه 30 تیر 1390 06:01 ب.ظ
به فرزاد:
بالاخره قلب ما از سنگ نیست كه! احساسی می‌شویم گاهی. ایشالله شما هم مثل ما می‌شوید!
راستی چه خبر از جریان انحرافی؟
امین
پنجشنبه 30 تیر 1390 06:00 ب.ظ
به محمد علی:
1) نباید جمع می‌بستم. معذرت.
2) چیزی كه من از حرف ایشان در مورد تایید سخنانشان می‌فهمم این است:«خبر دارم-می‌‌دانم كه می‌دانی رهبر كانال‌هایی برای گرفتن خبرها دارد- بعد از جلسه در مورد نظر من درباره مهندسی فرهنگی صحبت كرده‌اید و گفته‌اید خوب است،‌ بنابراین باید تا الان كاری در این راستا می كردید. اگر عقیده داشتید طرح بد است چرا در همان جلسه یا با بعد از آن به نحوی به من نرسانده‌اید كه طرحت بد است و اجرایش نمی‌كنیم؟ و نكردید؟» این گزاره به هیچ وجه نشان دهنده این نیست كه ایشان معتقد است و باور دارد كه همه باید در هر حالی او را تایید كنند و آن را یكی از نشانه‌های تكبر تلقی كنیم.
3) چند تا از آن نشانه‌ها را ذكر كن.
4) بنده حقیر خطاب كردن ایشان خودش را، نشانه عدم تكبر ندانستم، در مقابل عبارت انا ربكم الاعلی فرعون آوردم. باز هم از آوردن فعل جمع معذرت خواهی می‌كنم.
5) شما این‌طور نیستی ولی خیلی‌ها را می‌شناسم كه این‌طورند. باز هم ببخشید.
6) چشم
7) رحم كردن به نظرم از احترام كردن آغاز می‌شود و بعد به مراتب بالاترش می‌رسد. خیلی از ما احترام رهبر را نگه نمی‌داریم. بعضی‌ها بیش از آن‌كه نخبه بدهكار باشند، طلبكارند. از همین‌جاست كه به هر جه رهبرشان می‌گوید توجه ندارند و در كما تعجب هر نارسایی در هر جایی كه مشاهده می‌كنند، او را مقصر می‌دانند. این درست نیست.
منتظر بیان مصادیق نقش رهبر در انحطاط فرهنگی جامعه هستم
فرزاد
پنجشنبه 30 تیر 1390 05:38 ب.ظ
سلام
من هم فکر میکنم مدیر وبلاگ، خیلی جانبدارانه و احساسی به مسأله نگاه کرده . پاسخ غیرمنظقی و عجیبی که به نظرات دیگران داده، موید همین مطلب است.
انصافا با نظر "محمد علی" موافقم، منطقی حرف زده در حالی که احترام را هم رعایت کرده.
محمد علی
پنجشنبه 30 تیر 1390 04:48 ب.ظ
یک نکته تکمیلی:

البته حتی با فرض وجود تکبر در رهبری، وی را مصداق گوینده "انا ربکم الاعلی فرعون" دانستن خلاف اخلاق و انصاف است.
محمد علی
پنجشنبه 30 تیر 1390 04:35 ب.ظ
چند اشکال بر نقد امین:
1) عنوان نقد تو "برای محمد علی و حامد" است و در ادامه ادعای من و ادعای حامد را با علامت جمع "می دانید" بیان می کنی. بنده هیچگاه ادعاهای حامد را تایید نکرده ام (در مورد لاف الوهیت).
2) خودت نقل کرده ای از رهبری که "من خبر دارم كه بعد در جلسه كه صحبت شده و دوستان كه با هم بحث كرده‌اند - نظرات آقایان را براى من آوردند - همه تأیید كرده‌اند كه بله، همین درست است." بعد از من می پرسی چگونه تصور ایشان را فهمیده ام!! گمان نمی برم که معتقد باشی ایشان به حرفی که زده اند یعنی "همه تایید کرده اند" باور نداشته است. برای چه این را بیان کرده است؟
3) فکر نمی کنم برای فهم تکبر یک شخص مکانیزمی وجود نداشته باشد! به هر حال تکبر و فروتنی نشانه هایی دارد که در اعمال و رفتار یک شخص نمودار است.
4) عجیب تر استدلالی است که در ادامه می آوری که چون ایشان خود را "حقیر" خطاب می کند پس تکبر در وی جایی ندارد!!!
5) عجیب تر از همه اینها سخن پایانی توست. چه کسی گفته که ما چون آقای خامنه ای این ویژگی ها را دارد ما به حرف درست وی عمل نمی کنیم! این دیگر چه مغالطه ایست؟ تو می گویی رهبر شخصیت فرهنگی دارد و اطرافیان سیاست زده، پس وضعیت فرهنگی ما به اینجا رسیده. ولی من می گوییم خود ایشان در انحطاط فرهنگی ما به دلایلی که گفتم موثر بوده است. کجای این حرف برداشت پایانی تو را می رساند.
6) خواهشا زین پس جداگانه حرف دیگران را نقد کن.
7) البته نمی دانم منظورت از "رحم کردن" چیست؟ اما اگر منظورت این است که اینطور سخن گفتن من بی رحمی است که فکر می کنم بیش اندازه غلو باشد!
به نظر تو در مورد کسی که در انحطاط فرهنگی جامعه خودش مقصر بوده است چگونه باید سخن گفت که بی رحمی نباشد؟
با فرض درست بودن سخن تو استدلالت زمانی درست است که بنده و امثال بنده رهبری ایشان را پذیرفته باشیم. نه اینکه گروهی شخصی را که از نظر بسیاری اکنون فاقد صلاحیت های لازم است را مصداق درست و کامل رهبری بدانند و از ما بخواهند که به ایشان چون رهبری ما را به عهده دارند به تعبیر تو "رحم" کنیم.
البته من نمی گویم هر طور می خواهیم می توانیم وی را خطاب قرار دهیم بلکه می گویم ایشان مثل سایر افراد موثر در فرهنگ جامعه هستند و البته قابل احترام از این نظر. (البته منظورم در میزان اثرگذاری نیست بلکه در شانیت است)
رهگذر
پنجشنبه 30 تیر 1390 03:13 ب.ظ
بسم الله
1.سلام
2.درد را خوب تشریح کردی ولی علل بروز درد را تا حدودی
3. به نظر من علتی که شما تشریح کردی را می شود در بی تقوایی و بی تعهدی مسولین امر خلاصه کرد.
3. ولی علت مهم دیگری هم وجود دارد و آن بیسوادی مسولین است. یعنی اگر مسولین بخواهند به مساله فرهنگ اهتمام داشته باشند هم، سوادش را ندارند. یعنی نمی دانند با مساله فرهنگ چگونه برخورد کنند!
4. البته ذکر این نکته هم الزامی است که کسی که تخصص کاری را ندارد و آن کار را قبول میکند این خود نوعی بی تقوایی است!
5. اما راهکار درمانی: اگر مسولین امر کمی تقوا به خرج دهند و از آدمهای متعهد متخصص در این زمینه استفاده کنند می شود مسالع فرهنگ را فرموله و سپس برای آن برنامه ریزی کرد و بعد اجرای برنامه و دستیابی به فرهنگ مطلوب.
6. شاید گفته شود در این موضوع آدم متخصص نداریم ولی بنده این ادعا را نمی پذیرم. شاهد مثال بنده فردی است به نام آقای مهندس مجیدی. ایشان در همان زمان ارائه ای هم به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی داشته ولی ...
7. جهت آشنایی با مهندس مجیدی و هرفاش میتونید به سایت www.irit.ir میتونید مراجعه کنید.
8. الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
سهیل تقوی
پنجشنبه 30 تیر 1390 02:04 ب.ظ
ای رهبر آماده، آزاده‌ایم آزاده!

سلام برادر

این جماعت پیر پاتال تعطیل، چه می‌فهمند از فرهنگ و مهندسی فرهنگی و کتاب و غیره. همون سیاست رو به گند کشیدن، کافیه، لطفاً به فرهنگ کار نداشته باشند که همینی هم که هست، به فنا میره... به قول معروف، ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان.

راه‌کار: باید مطالبه عمومی مردم ایجاد بشه تا کسانی که این‌کاره هستند، مجال بروز و ظهور پیدا کنند...


موفق باشی ان‌ شاء الله
یا علی
امین
پنجشنبه 30 تیر 1390 11:07 ق.ظ
برای محمدعلی و حامد:
نمی‌دانم تكبر داشتن و نقش بستن یك تصور در ذهن یك شخص را چگونه و با چه مكانیزمی تشخیص داده‌اید. خود عالم بینی مطلق را نیز همین‌طور. و همین‌طور لاف الوهیت زدن ایشان را؟!
جای بسی تعجب است كه فردی را كه در سخنانش خود را با لفظ «حقیر» خطاب می‌كند را با فرعون و انا ربكم الاعلی یكی می‌دانید! همیشه بر این اعتقاد بوده‌ام كه ملتی كه به رهبر و پیشوای خودشان رحم نكنند، به همدیگر هم رحم نخواهند كرد.
به نظرم اگر فردی حرف درستی می‌زند: مثلا همین لزوم ترویج فرهنگ كتاب‌خوانی، باید به دنبال عمل به این دستور برویم، نه این‌كه بگوییم: چون شما متكبر هستی و با شما مشكل داریم به این كار عمرا نخواهیم پرداخت!
حامد
پنجشنبه 30 تیر 1390 09:42 ق.ظ
امین جان
سلام
من با نظر محمدعلی موافقم . توحیدتان را چه شده است که این گونه به دام شخص پرستی وحشتناک افتاده اید . باور کنید خود ایشان هم کم کم باورش شده و یه جورایی لاف الوهیت می زند .
این ها چه فرقی با "انا ربکم الاعلی فرعون" دارد ؟
از تو که نهاد پاکی داری می خواهم عمیق تر بیندیشی

دوست همیشگی ات
حامد
حامد
پنجشنبه 30 تیر 1390 08:35 ق.ظ
سلام

مطلب خوبی بود و نکته به جایی بود.اما به قول دکتر راهکار نداشته باشه فایده نداره.
در کشور ما به نظرم کارهای فرهنگی را باید تعریف کنیم. بسیاری از ارگانها و سازمانها و غیره بودجه فرهنگی دارند و استفاده می کنند . اما آیا پخش کردن شربت نیمه شعبان را باید جز کار فرهنگی به حساب آورد و منظور رهبری این است؟
به نظرم درمهندسی فرهنگی باید بصورت ریز تمام جوانب فرهنگی را آورد مه چنین متخصصی در کشور وجود ندارد که به تمام جوانب فرهنگی تسلط داشته باشد.
فعلا هرکسی از ظن خود شد یار من شده.
یاعلی
فرشاد فداکار
پنجشنبه 30 تیر 1390 05:56 ق.ظ
سلام به آقا امین عزیز
بسیار مشتاق دیدار هستیم
هر کجا هستید موفق باشید
التماس دعا
محمد علی
پنجشنبه 30 تیر 1390 12:34 ق.ظ
اشکال اصلی این آفتی که تو اشاره کردی در ایجاد مناسبات غلطتی است که خود همین "رهبر فرهنگی" باعث آن است. تکبر، جهل مرکب (تصور اینکه تایید نظر وی توسط مدیران صد در صد واقعی است!)، خود عالم بینی مطلق، عدم مبارزه با تقدس بخشی به جایگاه و مهمتر از آن شخص ولی فقیه. در همین جلسات منظم! با شعرا و غیره وقتی تکبر موج می زند اثری نخواهد داشت. به اینها چشم بستن و حتی تشدید فضای خفقان فعلی را نیز باید اضافه کرد. نمی دانم چه اصراری است که همیشه اطرافیان مشکل دارند و نفر اصلی خوب! کتاب خواندن و اهمیت به کتابخوانی یک رهبر هم خوب است و هم لازم اما امین جان باور کن تکبر نتیجه ای جز جهل مرکب نخواهد داشت و این جهل مرکب متفکران یک جامعه را خورد می کند. همانگونه که این اتفاق سالهاست که دارد می افتد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»