تبلیغات
بسم الله - علم؛ رسانه و دیپلماسی،‌ لوازم بسط قدرت نرم
پنجشنبه 6 مرداد 1390  10:44 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 6 مرداد 1390 10:54 ق.ظ
نوع مطلب: محض اطلاع! ،

ایران اسلامی، یكی از محدود كشورهایی در جهان است كه پتانسیل ایستادگی در برابر سلطه منحصرانه غرب را داراست. اگر روسیه به دلیل داشتن نیروی نظامی گسترده و ادعای پدرخواندگی بر بلوك شرق و چین به دلیل اقتصاد بسرعت در حال رشد و دارا بودن بیش از یك‌پنجم از جمعیت جهان تا حدی در برابر ایالات متحده جرأت ایستادگی دارند، ایران اسلامی اما به قدرت نرم خود و پتانسیل عظیم بومی‌اش در مبارزه با امریكا متكی‌ست.

انقلاب مردم ایران در سال 1978، امیدی نو در جامعه بزرگ اسلام و ملل مبارز جهان برانگیخت. این‌كه ملتی بتواند علی‌رغم خواست بیگانگان و با سرپرستی رهبری بومی،‌ با دست خالی بر حاكم متحد غربش غلبه كند، برای بسیاری از جهانیان تحسین‌برانگیز بود.

اما این همه ماجرا نیست. واضح است كه هر فرد در مقابل تهاجم دشمن به دفاع از خود می‌پردازد. این موضوع درباره غرب نیز در مقابل تهاجم ایران مصداق داشت، با این تفاوت كه غرب با عمل به توصیه كارشناسان خبره فوتبال: بهترین دفاع را در حمله دید!

سیل فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، رسانه‌های خبری، تحلیلی، تفریحی و مبتذل، به كمك ابزارهای فناورانه‌ای همچون ماهواره و اینترنت ایران اسلامی را هدف آماج حملات خود قرار دادن. تهاجمی كه تا امروز نیز هر روز بیشتر از دیروز ادامه داشته است.

در مقابل تهاجم فرهنگی غرب و عمالش، ما چه ترفندی اندیشیده‌ایم؟ و چه برنامه‌ریزی برای دفاع و حمله متقابل بكار بسته‌ایم؟

باید دانست كه قدرت نرم گفتمان ایرانی-اسلامی (كه مرهون رهبر كبیر انقلاب و ادامه راه او بوسیله رهبری فعلی نظام است)، بدون همراهی با قدرت رسانه‌ای،‌ علمی و دیپلماسی از گستردگی و اثرگذاری لازم بهره‌مند نخواهد بود.

                             

تاكیدات رهبری نظام بر كسب علم و دانش و استناد مستمر بر حدیث شریف: ‌العلم سلطان؛ ‌من وجده صال و من لم یجده صیل علیه1» ناظر به درك عمیق ایشان از اهمیت علم است. رهنمودهای ایشان به مسئولان رسانه‌ای و دیپلماسی كشور نیز، نشان از اهمیت این موضوع در نظام فكری رهبری دارد.

این‌جاست كه این سوال اساسی -كه چندی‌ست ذهن نویسنده را درگیر خود نموده است- مطرح می‌شود:

با وجود تمایلات و تاكیدات رهبری نظام،‌ چرا جمهوری اسلامی نتوانسته است آن‌طور كه باید در مسیر تقویت قدرت نرم خود قدم بردارد؟

منتظر پاسخ‌تان هستم!

 

1- علم اقتدار است. هر كس آن را به چنگ آورد، تحكم می‌كند؛ و هر كسى كه آن را به دست نیاورد، «صیل علیه»؛ بر او غلبه خواهد شد.

   


نظر دهید()  
امیر
پنجشنبه 17 آذر 1390 08:08 ب.ظ
سلام
من مهندس برق هستم.
یه سوال هست که در پی بهترین جوابش هستم؟!
این علمی که در قرآن و احادیث اومده ...
این که به نظر شما به چه علمی میگن علم نافع ؟
ایمان
جمعه 14 مرداد 1390 04:46 ق.ظ
فرزاد جان
منم در سخنان شما چه قبل چه الان یه جوری انحرافو احساس میكنم برادر!
امین
چهارشنبه 12 مرداد 1390 12:28 ب.ظ
فرزاد جان، احساسی قضاوت نكن!
فرزاد
چهارشنبه 12 مرداد 1390 08:17 ق.ظ
بازم حق با "محمد علی"ه به نظر من،
جناب "اصغری" خیلی یه جوری حرف زده، نمیدونم چه جوری بگم، شاید از قضای روزگار، یه کتابی در این زمینه ها خونده و خواسته خیلی زود، تا یادش نرفته، اطلاعاتشو در معرض استفاده مردم هم قرار بده!
ببخشیدا، یه جوری غرور رو حس کردم در نوشته جناب ایشان!
محمد علی
سه شنبه 11 مرداد 1390 11:04 ب.ظ
دوست عزیز جناب "اصغری"

بنده در پاسخ به سخنی می گوید چرا با "وجود رهبری که درک عمیق از اهمیت علم دارد، در مسیر پیشرفت نیستم" از نقص رهبری گفته ام. گمان نمی کنم از سخن بنده عدم قصور دیگران استنباط شود!

باور بفرمایید ما هم می دانیم پدیده های اجتماعی چند عاملی هستند!
اصغری
سه شنبه 11 مرداد 1390 02:54 ب.ظ
پدیده های اجتماعی چندعاملی هستندونه تک عاملی.درتحلیل آنها منطقی نیست که روی یک عامل زوم کنیم واثرسایرعوامل را ندید بگیریم.حاکمان هرجامعه ای رنگ وبوی مردمانشان رادارند.تاکیدبرنقایص ساختاری جامعه وغافل شدن ازعوامل به وجودآورنده آن نقایص،که مهمترینش،فرهنگ جامعه است،جز دورباطل نخواهدبود.به نظرم ،آنانکه همه معایب جامعه را به یک شخص نسبت می دهنداثر فاکتورمهم مردم را به کلی پاک میکنند گویی آن فردوحاکم ازکره ای دیگر آمده وحکومت شوندگان موجوداتی بی اراده اند که فقط باید کسی دیگر دنیاوآخرتشان رابسازد!ساختار وحاکمیت درتعامل همیشگی باکنشهای افرادجامعه است وهیچکدام به تنهایی نمیتوانند نقش آفرینی جدی نمایند.ساده سازی است که همه محاسن ویامعایب رابه یک فرد نسبت دهیم که انسانیست ممکن الخطا.(ازمنظری درون دینی)حتی اگر انسان معصوم هم ،حاکم باشد همچون زمان حضرت رسول،مگر جامعه ،جامعه ایده آلی میشود؟پس اختیار واراده مندی تک تک انسانها کجا میرود؟خدا به انسان ،نفس دادواختیار والبته راهنما!چه حاکمیت وچه مردم،به میزانی که ازاختیارشان درنزدیک شدن به آن راهنما استفاده کنند ویانکنند ،جامعه را به سامان میکنند یابالعکس،بی سامان!
پاسخ امین تجملیان : سلام
ممنون از نظر صائبتان
متاسفانه خیلی‌ها این روزها مسایلی از این دست را تكعاملی میبینند.
التماس دعا دارم
مصطفی جان
سه شنبه 11 مرداد 1390 02:27 ق.ظ
فرزاد میدونی که همه موافقیم! ولی اگه فک کردی با این حرفا ویزای نگرفته مملکت کفرو بهت میدن، سخت در اشتباهی. رویای ال ای رو از سرت بیرون کن. آخر سر کاری میکنی که سربازیتو تو کهریزک بگذرونی!
پاسخ امین تجملیان : عاشق این تیزبینی ات هستم!
فرزاد
دوشنبه 10 مرداد 1390 08:03 ق.ظ
سلام آقای مدیر وبلاگ
کلا با نظرات "محمد علی" موافقم، انصافا حرفاش، منطقیه و نقدش، محترمانه!
کاش شما هم به جای اینکه یه طرفه و احساسی و افراطی از "رهبری نظام" حمایت و دفاع کنی، یه کم از روی منطق، حرف بزنی و نظراتتو بگی...
امیدوارم توی این ماه پیش رو، بیشتر به حرفام فکر کنی.
پاسخ امین تجملیان : سلام فرزاد جان
چشم
یكطرفه رفتن اصلا خوب نیست. سعی میكنم احساسی قضاوت نكنم.
اما احساسی بودن اصلا بد نیست! زن نگرفتی نمیفهمی این چیزها را
در این یك ماه برای ما هم دعا كن
محمد علی
یکشنبه 9 مرداد 1390 10:10 ب.ظ
سلام بر امین عزیز

پاسخ واضح است. چون نمی توان هیچ ارتباط قاطعی میان تمایلات! و تاکیدات رهبری نظام و قدم برداشتن در مسیر تقویت قدرت نرم قائل شد تا بگوییم چرا علیرغم وجود اولی دومی وجود ندارد!

به کسی می توان گفت "درک عمیقی از اهمیت علم دارد" که اهمیت آزادی اندیشه که آن باعث تولید علم است همیشه دغدغه او باشد و تمام تلاشش رفع اسارت ها. پابست هایی مثل تقدس بخشی (که بارها تکرار کرده ام) و بت پروری و چاپلوسی و تخریب اندیشه ای که بت بودن و چاپلوسی آنرا بر نمی تابد از مهمترین آنها است.
رهبری که علیه اینها مبارزه جدی ندارد و حتی در تقویت آنها موثر بوده است نمی تواند درک عمیقی از اهمیت علم داشته باشد. مهم بودن علم و به دنبال آن رفتن و قدرت نرم بودن آن که بدیهی است و نیازی به هوش سرشار و بصیرت! و تیز بینی ندارد که منت درکش بر سر مردم باشد!. آنچه نیازمند تیزبینی و روشن نگری است، درک اهمیت ارتباط میان آزادی و آزادگی اندیشه و پرورش و میدان گستری برای اندیشه های مختلف و تحمل تقابل میان آنهاست.
واضح است علمی که برای کسبش باید التزام عملی به اصلی داشته باشی که خود نیازمند بحث و استدلال در بستری عالمانه است به قدرت نرم نمی انجامد. شاید این شرط بر کسب علوم فنی اثر مخرب چندانی نداشته باشد ولی آیا حوزه و دانشگاه های علوم انسانی هم همینطور است؟ بماند که اگر کلیسا قدرتش را از دست نمی داد علوم فنی غرب هم به اینجا نمی رسید. نمی خواهم شرایط را با شرایط کلیسا مقایسه کنم که دور از انصاف است ولی این شرایط محصول عقلی است البته همانند همه انسانها ناقص، که ما آنرا بی چون و چرا فصل الخطاب! می دانیم. اندیشه که فصل الخطاب نمی شود، البته حکم و امر حکومت و اداره جامعه فصل الخطاب است ولی در همان چارچوبی که نیاز است نه فراتر از آن.
پاسخ امین تجملیان : سلام بر محمدعلی مهربان!
درست است. میان تمایلات رهبر و اوضاع كشور نمی‌توان ارتباط مستقیمی قائل بود. به نظر من دلیل اصلی اوضاع مشوش كشور همین است. رهبر چیزی را طلب می كند كه پیروان در ظاهر آن را تایید و در عمل خلاف آنرا عمل میكنند.
مطلب بعدی اما جای بحث دارد.
گفته ای كه آزادی اندیشه باعث تولید علم است، قبول دارم اما چند تا علم در كشور نام ببر كه عالمان علاقمند به تولیدش بوده اند و رهبر آن را منع كرده باشد. من سراغ ندارم.
جایی هم گفته ای كه رهبر نباید برای درك اهمیت علم بر مردمش منت بگذارد، من چنین منتی در ایشان نمی بینم و متن من هم چنین امری را برای ایشان قایل نشده. البته در زمانه‌ای كه عده‌ای راضی می‌شوند در مقابل تهدیدات یا تطمیعات دشمن، درب رشته‌های دانشگاهی شان را گل بگیرند، وجود چنین رهبر آگاهی غنیمت است.

دعا كن برادر در این روزهای عزیز
مصطفی جان
یکشنبه 9 مرداد 1390 04:19 ب.ظ
آقا حب الدنیا کل راس خطیئه. همه اینها ناشی از ضعف ایمان و حب نفسه. همه این معظلات از این ناشی میشه که همه این 72 میلیون(یا حتی همون بسیج 20 میلیونی) به اندازه آقا ایمان ندارند که تمام توان خودشون رو بزارند برای پیشرفت مملکت نه برای لذتهای مادی خودشون. البته زیاد هم نمیشه گیر داد. بالاخره سازو کار دنیا همینه وگرنه همه میشدند ولی فیقه! یک مشکل دیگه هم اینه که خوب واقعا بعضیا توانشو ندارند. مثل کمیل که خلوص داشت ولی توان مالک رو نداشت. تو بیا مثلا به سجاد بگو آقا تو تا سال دیگه باید یه فضاپیما بسازی. خوب این بنده خدا هرچقد هم مخلص باشه تا سال دیگه حداکثر میتونه تز خودشو نصفه نیمه تموم کنه. نمیشه که انتظار داشت همه انتظارات رهبری رو برآورده کنه.
پاسخ امین تجملیان : قبول دارم: همه اینها ناشی از حب دنیاست.
ما آیا برای رفع این ذیبه در خودمان اقدامی كرده ایم؟ نكند ما هم اگر به جاین آقایان بنشینیم همین آش باشد و همین كاسه؟!
ایمان
شنبه 8 مرداد 1390 04:09 ب.ظ
واضحه داداش
مسئولین اهمیتی به این موضوع نمیدن. در واقع میشه گفت دچار یه روزمره گی شدن. هرروز بیادن پشت میزشون بشینن و یه سری كاغذ رو امضا كنن. همین!
كی به فكر قدرت نرمه..؟!
پاسخ امین تجملیان : متاسفانه همینطور است داداش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»