سه شنبه 13 دی 1390  02:32 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 13 دی 1390 02:47 ب.ظ
نوع مطلب: محض اطلاع! ،

«كارش خیلی به درد بخور نیست، ولی رزومه خوبی میشه برات»

‌«تو رزومه‌ات مقاله ISI‌ داشته باشی، كارت ردیفه»

«یارو كارش خیلی درسته؛‌ رزومه‌اشو دیدی؟!‌ 8 صفحه‌اس!»

«هر كاری رو كه تو زندگی‌ت انجام دادی بیار تو رزومت، به درد می‌خوره»

«این كار به درد رزومه‌م می‌خوره یا نه؟»

...

خیلی‌ها را می‌شناسم كه رزومه‌شان برایشان خیلی مهم است و خودم هم شاید جزو این افراد باشم.

درست بخاطر دارم سنگینی نگاه متعجب دوستی را -چند سالی پیش- هنگامی كه از او برای نوشتن رزومه‌ مشاوره می‌خواستم: «یعنی تو هنوز رزومه‌ت رو ننوشتی؟!» دهان‌های باز خودم و دیگرانی را نیز بیاد دارم هنگامی كه با رزومه‌های 7-8 صفحه‌ای (یا حتی چند ده صفحه‌ای!) مواجه می‌شویم: «عجب خفن مردی‌ست!»

اهمیت دادن به رزومه تا چه حد درست است؟ هر كسی كه سیاهه‌ای بلندبالا از كرده‌ها و نكرده‌هایش را بر سر عَلم كرده و زیرش سینه می‌زند را باید تحویل گرفت؟ نگاه‌های حسرت‌بار به او باید دوخت؟ آرزوی سینه‌زدن زیر چنان علمی را در دل پروراند؟

تخصص و سواد و تجربه و علم و مقاله و كار فرهنگی و نََسَب فامیلی و دانشگاه و غیره و غیره برای فرد «شایستگی» به همراه می‌آورند؟ برایش چنان رفیع‌مرتبه جایگاهی می‌سازند كه برای نظاره او، انگشتان اشاره باید به پرواز درآیند و مرغ چشم‌ها را راهبری كنند؟ و آیا سیاهه كردن این چهار برگ كاغذی (الكترونیكی) می‌ارزد به وقف تمام هم و غم آدمی؟

«اگر رزومه نباشد تو از كجا به توانایی‌های فرد پی می‌بری؟ بالاخره فرد باید خودش را معرفی كند،‌ حرفی از خود بزند، بگوید كه كیست، ‌كجا بوده، چه كرده و چه می‌تواند بكند؟»

منطقی است، اما بر دل نمی‌نشیند. راه‌حلی دارید كه این «برگ بر باد» را بر دل بنشاند؟

.................

خارج از دستور:

1. اینجا و اینجا را ببینید و تفاوت نگاه‌ها به یك واقعه را و همین‌طور قدرت رسانه‌ای بنام «تصویر» را كه چه تأثیری بر مخاطب می‌تواند بگذارد.

2. گوهر درخشان شعر آیینی، سید حمیدرضا برقعی، شعری جدید سروده كه همچون همیشه بر دل می‌نشیند:

غلامتان به من آموخت در میانه‌ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.

3. اینجا را هم ببینید كه دست‌مایه پست بعدی‌ست، انشالله.

   


نقد و نظر()  
سعید عرب
شنبه 17 دی 1390 04:04 ب.ظ
سلام آقا امین
من راهکار شخصی رو تا حدودی بلدم ولی راهکار سیستمی این مسئله رو خیلی بلد نیستم، اینکه سیستم چه طوری باشه تا افراد نتونن دروغ گویی کنند و منافق بازی در بیارن؟ به نظر میرسه راهکار سیستمی با آمدن امام زمان درست میشه، چون در احادیث هست که حضرت هر موقع بیان منافق و مؤمن خیلی راحت شناخته میشن و این جزء خصوصیات زمان ظهوره ... اما با وجود این در زمان غیبت میشه به سمت کم کردن این گونه مسائل حرکت کرد ...
اما راهکار شخصی (و البته در بعد بالاتر یعنی اجتماعی) در تقوا (که خودتون ذکر کردید) خلاصه میشه، یعنی انسان و جامعه خودش رو از هر چیزی که اون رو از خدا دور میکنه محافظت کنه ... این مطلب کلیه و برای همه زندگی است ... ولی باید موارد خاص تقوا رو، که منجر به حفظ انسان و جامعه از این مسائلی که در ارتباط با رزومه ممکنه به وجود بیاد، با مطالعه در بیاریم و روی اونها تأکید کنیم ... مثل چند موردی که در نظر قبلی ذکر کردم.
پاسخ امین تجملیان : سلام سعید جان
جمع‌بندی نظرات رو ذیل نظر قبلی انجام دادم
ممنون كه مشاركت كردی.
دغدغه مهمی برای من شده بود.
موید باشی
سعید عرب
سه شنبه 13 دی 1390 03:56 ب.ظ
سلام دوست عزیز
حکایت ما و رزومه ، همون حکایت ما و دنیا است ... نباید بهش دل ببندیم ، نباید به زیادیش حریص باشیم، نباید بدون نیت الهی دنبالش باشیم، نباید فریبش رو بخوریم، نباید به خاطر داشتنش دچار تکبر و عجب بشیم و نباید ...
ولی باید برای پیشرفت جامعه و اعتماد به شخص و جلوگیری از دروغ و برای شایسته سالاری، این رزومه رو بنویسیم ... حالا اگر کسی خواست گمنام بمونه می تونه یک سری مسائل رو ننویسه.
پاسخ امین تجملیان : سلام برادر
حرفتان متین است،‌ اما راهكار شما برای موارد اول چیست؟ تقوا؟
سهیل تقوی
سه شنبه 13 دی 1390 03:13 ب.ظ
لزومی نداره که بر دلت بنشیند، سعی کن در دلت و نیز بر کاغذ گردی از غرور و کبر و انانیت نشیند...

مثلاً اول این «برگی بر باد» بنویسیم «بسم الله» و آخرش «الحمدلله»...

لا حول و لا قوة الا بالله...
پاسخ امین تجملیان : پیشنهاد قشنگی است البته اگر باطنی هم به این مساله اعتقاد راسخ داشته باشیم
دست شما درد نكند
سهیل تقوی
سه شنبه 13 دی 1390 03:09 ب.ظ
سلام برادر

به قول یکی از دوستانم، رزومه نویسی نوعی شرک است که درسته...
البته چه کنیم که در این ظلمات مدرنیته، جز شرک چیزی نمی‌درخشد...

رزومه «برگی بر باد» است...
پاسخ امین تجملیان : سلام
به نظر می‌رسه همینطور باشه
حامد
سه شنبه 13 دی 1390 02:41 ب.ظ
سلام برادر
به هرحال دنیا دار مکافات است. گاهی آدمها در گیر و داد همین خطوط رزمه، رزمه آخرتشان را خدشه دار می کنند.
یاعلی
پاسخ امین تجملیان : سلام
خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر كند
آشناتر
سه شنبه 13 دی 1390 02:25 ب.ظ
سلام برادر
خیلی خوب

هیچ جایی نمی خواست اسمی از ایشان در میان باشد و از هر موقعیتی که اسم ایشان را پرآوازه کند فراری بود.*
* به نقل از فرزند آیت الله بهجت (رحمت الله علیه)
پاسخ امین تجملیان : سلام
آدم شدن چه مشكل، بنده شدن محال است!
ایشان عبد بودند. خدا نصیب شما هم بكند انشالله

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات