جمعه 16 دی 1390  08:51 ب.ظ    ویرایش: جمعه 16 دی 1390 11:15 ب.ظ
نوع مطلب: یك پیشنهاد ،

آرمان،‌ شاگرد اول كلاس چهارم دبستان حضرت ولی‌عصر (عج) است. پدر و مادرش به او افتخار می‌كنند و هر جا می‌نشینند از هوش و استعداد فرزندشان می‌گویند. از حالات و درونیات آرمان گرفته تا روایت‌های متقنی كه از مدیر مدرسه و مربیانش نقل می‌كنند، همه دلالت تامی بر صدق ادعایشان دارد: آرمانِ ما، با استعداد‌ست و آینده درخشانی انتظارش را می‌كشد.

آرمان خود نیز به این امر واقف است. او فرزند اول خانواده است و می‌داند آرمان‌های پدر و مادرش قرار است در وجود او به تجلی برسد. آرمان این چیزها را می‌داند. او می‌داند كه باید خوب درس بخواند‌ و مدارج ترقی را یكی پس از دیگری بالا رود.

آرمان مثل هر پسر دیگری در مدرسه دوستانی دارد. دوستانی كه با هم به مدرسه می‌روند، بازی می‌كنند، درس می‌خوانند و بزرگ می‌شوند. البته نباید از بعضی از همشاگردی‌های آرمان سخن نگفت كه به آرمان حسودی می‌كنند و پیش پدر مادرهایشان از او بد می‌گویند. به هر حال آرمان دوست دارد مثل هر پسربچه هم‌سن و سالش، با دوستانش بازی كند، بازی و سر و صدا ‌كند، دعوا كند، قهر ‌كند و آشتی كند.

پدر و مادر آرمان اما نظر دیگری دارند: چرا آرمان باید با دوستانی بپرد، كه از او كمترند؟ چرا باید او را در معرض دعواهای كودكانه‌ای قرار داد كه ذهن و روانش را درگیر خود می‌كنند و او را از پرورش استعدادهایش باز می‌دارند؟ آرمان اگر تمام هوش و توانایی ذهنی‌اش را برای درس و مشقش صرف كند، قطعا در تمامی مقاطع تحصیلش شاگرد اول باقی خواهد ماند و به درجاتی والا خواهد رسید. پس وظیفه پدر و مادر چیست؟

رفت و آمد او با دوستانش باید «محدود» شود. مسیر هر روزه او فقط از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه خواهد بود. هر گونه «دعوای احتمالی» او با دوستانش،‌ توسط پدر و مادر و نه آرمان حل و فصل خواهد شد. حتی اگر آرمان در موردی مقصر باشد، با توجه به نفوذ والدین و نظر مثبت معلمانش، توبیخ و جریمه‌ای متوجه او نیست. آرمان «هیچ نیازی به دفاع از حق خود نیز ندارد»، اگر حق آرمان توسط همشاگردی‌اش ضایع شود، پدر و مادر آرمان از آن «پسرك نابخرد» «شكایت» و با نفوذشان «محكوم» و «محدود»ش می‌كنند.

سرنوشت آرمان را چگونه می‌بینید؟ آیا آرمان در بزرگسالی خواهد توانست با جامعه‌اش به درستی تعامل داشته باشد؟ از «حق» خود با «استدلال» دفاع كند؟ در مقابل افرادی كه «هفت‌خط‌‌ند» و نه مثل همشاگردی‌های دوران دبستانش «ساده و صمیمی»،‌ توان مقابله خواهد داشت یا چشمش به نفوذ پدر و مادر و چاره‌اندیشی آنان است؟ آیا پدر و مادر «توان وضع محدودیت» برای چنان افرادی را هم دارا خواهند بود؟

...

این متن خطاب به كسانی نوشته شده‌ است كه خود را پدر و مادر نظام و آرمان مقدسش می‌دانند.‌ آن‌هایی كه به خود اجازه می‌دهند، به جای دادن اجازه و فرصت به آرمان نظام برای دفاع از حق خویش، منتقدان را «محدود» كنند. آیا با این «دوستی خاله خرسه»ای، قوه تحلیلی و استدلالی نظام تضعیف نمی‌شود؟

...

اینجاها را ببینید: (+‌ +‌ +) نظر شما چیست؟

   


نقد و نظر()  
محمد علی
سه شنبه 20 دی 1390 01:39 ب.ظ
برداشت من با توجه به اینکه جناب دیانی در کامنت اول خود فرموده بودند روایتی را نقل می کنم و شما ارتباطش را با موضوع بیابید و بعد داستان اینکه پیامبر فرموده اند حتی اگر به کعبه هم آویزان شدند بکشیدشان، این بود که می خواهند مسئله صدر اسلام را بر فرض صحت به الان تعمیم دهند. البته منظورم این نبود که شما گفته اید مثلا فلان شخصیت سیاسی را ترور کنند . من مصداقی ذکر نکردم، منظورم تعمیم عمومی بود. ولی حرف اکنون ایشان برای من سند است و می پذیرم (ولی فکر کنم که سخن شما تاب چنین برداشتی را داشت).
دیانی
سه شنبه 20 دی 1390 01:25 ب.ظ
در جواب کامنت اخیر آقای محمدعلی:
دوست عزیز! شما همه چیز را می‌گویید معیار نیست و دلیل نیست و...
شما مشخص کنید چه چیزی معیار و دلیل است بعدا صحبت کنیم.
در ضمن، نکته ای که شما در شماره 4 کامنت اخیرتان گفتید رسما تهمت به بنده بود. من هیچ چیز را تعمیم ندادم. فقط گفتم پیامبر دستور به ترور دادند. بله. روی این حرفم هم پافشاری می‌کنم. باز هم نقل قول است از همان بزرگوار که عرض کردم. اما من نگفتم که تعمیم بدهید به احکام دیگر اسلام.
جمله آخر شماره 4 هم که انصافا تهمت بزرگی بود. ن یک بار هم در طول عمرم چنین جمله و چنین استدلالی از ذهنم هم عبور نکرد
همین
دیانی
سه شنبه 20 دی 1390 01:17 ب.ظ
به دوست عزیزم آقای محمدعلی:
1. از کجا اییینقدر مطمئنید که بخاطر شعر نبوده و بخاطر قتل بوده؟
من مطالبی را که گفتم به نقل از یکی از اساتید حوزه علمیه قم که به صورت اجتهادی روی تاریخ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار کرده اند (منظورم این نیست که خودشان مجتهدند بلکه از روش‌ها و متد های اجتهاد بهره گرفته اند) - جناب حاج آقای همازاده - عرض کردم.

2. ببخشید که متوجه نشدم شما قدیس اخلاقی هستید. گفتم که نمی‌شناسم تان. شرمنده.
اگر خدای نکرده بی احترامی یا تمسخری هم در متنم مشاهده شده عذر می‌خواهم. انصافا قصد توهین و بی احترامی نداشتم.

3. در جواب 3 هم آقای تجملیان جواب خوبی دادند ضمن این که قرار نبوده من اینجا کل تاریخ را بگویم. بله بعضی از این ها بعدا مورد عفو قرار گرفتند. البته من نشنیده بودم که کسی از این ها بعدا مقامی داشته باشد (در زمان معصوم منظورم است نه در زمان خلفای ثلاثه) اما این هم محتمل است.
بله من کاملا قبول دارم که اگر کسی بخواهد فقط و فقط از روی همین گفتگوی من و شما اسلام را بشناسد چنین حسی که شما گفتید در درونش ایجاد می‌شود.
اما این نکته فقط مختص این گفتگوی من و شما نیست. کسی بخواهد فقط مثلا از روی یک حدیث که حکم قصاص را توضیح داده هم اسلام را بشناسد دچار همین اشتباه می‌شود.
حتی این نکته مختص شناخت اسلام هم نیست. یک نفر بخواهد شما را از یک جمله یا حتی یک سخنرانی تان بشناسد و به ویژگی های شما پی ببرد قطعا و یقینا دچار اشتباه خواهد شد.
اگر قرار بود من جلوی اشتباهات اسلام شناسی دیگران را بگیرم باید کل قرآن و تاریخ اسلام و... را در اینجا می‌آوردم.

احتمالا از امروز به مدت حدود یک هفته به اینترنت دست‌رسی ندارم. اگر پاسخی بنویسید بعد از این مدت مطالعه خواهم کرد.
التماس دعا در این ایام و علی الخصوص اربعین.
دیانی
یکشنبه 18 دی 1390 06:12 ب.ظ
سلام آقای محمدعلی!
الحمدلله که نمیشناسمتون تا خدای نکرده حب و بغض های شخصی در جوابم تاثیر داشته باشه.
اولا از ادبیات بسیار محترمانه تون تشکر میکنم. حتما شما تبلیغ دین بکنید چون با این ادبیات تون همه علاقه مند به دیندار شدن میشن.
ثانیا فقط همین ها بودند که قتل کرده بودند؟ هیچکس دیگر از بین این همه مشرکان مکه قتل نکرده بود؟ قاتل یاسر (پدر عمار) و سمیه که بودند؟ چرا عفو شدند؟ یعنی بین ایییینهمه مشرک مکه فقط و فقط همین 8 نفر قاتل بودند؟ عجب مکه ی خوبی بوده آن زمان! پس ببخشید پیامبر نعوذ بالله بیکار بودند که با این چنین مکه ای چندین و چند جنگ راه انداختند؟
حرف منطقی بزنید برادرم

شواهد تاریخی دیگری هم از اهمیت ویژه بحث شعر و شاعری در نگاه پیشوایان معصوم دین مبین ما (علیهم السلام) وجود دارد: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مدت حضور در مدینه به مسلمانان دستور ترور چند شاعر یهودی را دادند (البته الان شک دارم که از شعرای یهود مدینه مثل بنی نضیر و بنی قریظه بوده یا از شعرای یهود قلعه خیبر). دقت کنید که ترور با جنگ مستقیم تفاوت دارد. اما حضرت چنین دستوری را صادر کرده اند. برای توضیحات دقیقتر خواندن کتاب تاریخ اسلام آقای جعفریان قطعا خالی از فایده نیست.
یک موضوع دیگر را هم شنیده بودم (از امام صادق علیه السلام) اما چون سندش یادم نیست بهتر است نقل نکنم. اگر سندش را یافتم حتما در خدمت خواهم بود.

ایمیل هم دادم که اگر نخواستید (یا دوست عزیزم آقای تجملیان نخواستند) بحث اینجا ادامه پیدا کند بصورت ایمیلی ادامه دهیم.
پاسخ امین تجملیان : سلام
خیلی باید در مصداق‌دهی به رفتارهای ائمه معصومین در زمان خودمان دقت كنیم. من از بحث در این محل استقبال می‌كنم. اگر هم مایلید بفرمایید ایمیل محمدعلی را در اختیارتان بگذارم
محمد علی
شنبه 17 دی 1390 06:47 ب.ظ
جناب آقای دیانی
من مجبورم علی رغم میل باطنی خودم کمی با شما جدی تر صحبت کنم.
ارتباط مطلبی که شما نوشتید با موضوع مورد بحث تنها یک چیز است : جهالت شما!
آن افرادی که شما می فرمایید به خاطر سرودن شعر علیه اسلام!!! کشته شدند بر طبق بسیاری از روایات تاریخی قتل عمد انجام داده بودند. البته شعر هم می گفتند، پیامبر را هم استهزا می کردند ولی اینها دلیل عدم عفو انها نبوده است.
متاسفانه شما هیچ طنینی از اسلام را به گوش جان نشنیده اید. پیامبری که رحمه للعالمین است برای استهزا کنندگان اسلام هم رحمت است. چنین پیامبری با چنین دلیل مضحکی رحمتش را از سر کسی قطع نمی کند. عزیز من اسلام هدف نیست! که چون اسلام مورد استهزا قرار گرفت دیگر تمام! اسلام آمد که به شما بفهماند دنیال بهانه است برای رحمت نه بهانه شود برای غضب و قتل و دهان دوختن! خواهشا شما دیگر تبلیغ اسلام نفرمایید!!!
پاسخ امین تجملیان : سلام برادر
قدری تند رفته‌ای محمدعلی!
به هر حال طبق نص تاریخ این امر وجود داشته است. البته باید خودمان را در آن فضا قرار بدهیم. به نظرم اگر بخواهی شاعر كافر قهار آن زمان را مصداق این زمانی بدهی، می‌شود همان ابر صهیونیست‌هایی كه رسانه‌های اصلی جهان را در دست گرفته‌اند. یا سلمان رشدی كه توهین می‌كند و ذهن‌ها را مشوش.
بنظرم متودی برای الگوگیری از رفتارهای پیامبر (ص) و علی (ع) (كه به عقیده ما تنها حاكمان معصوم بوده‌اند) باید توسط علمای ما ارائه می‌شده كه نشده. همین است كه وقتی رفتارهایی از پیامبر سر می‌زند، متعجب می‌شویم!
الف لام میم
شنبه 17 دی 1390 10:35 ق.ظ
سلام
رویکرد شما به این مسئله، قیاسی است و به نظر می رسد قیاس باطلی باشد.
چون اگر بخواهیم دقیق تر به جایگاه ها و ادعاهای طرفین نگاه کنیم، می بینیم که اتفاقا جریان منتقد فعلی است که خود را پدر و مادر نظام و آرمان می داند و گوییا عده ای با حیله و نیرنگ فرزند دلبند ایشان را ربوده و در عقد «فرزند خواندگی» خود در آورده. برای نشان دادن این دیدگاه علایم فراوانی وجود دارد.
شاید اگر بخواهیم ماجرا را به شکل داستانی روایت کنیم باید اینطور بگوییم که بچه ای به نام آرمان وجود دارد که جماعت کثیری ادعای پدر و مادری او را دارند. هر یک از این جماعت، بچه را به سمت خود می کشد. یکی دست و یکی پایش را گرفته و به زور می خواهد او را نجات دهد. این وسط تنها چیزی که پاره می شود همان فرزند است و مدعیان حتی دلسوزی برای پاره شدن فرزند ادعایی خود نمی کنند.

در مورد فیلتر شدن سایت آقای هاشمی، دو نکته به نظر من می رسد. اول اینکه آقای هاشمی پیش از این گفته بود که این سایت هیچ ارتباطی با بنده ندارد و سایت شخصی است.
نکته دوم اینکه به نظر من، هر چند این سایت (وابستگان به آقای هاشمی، تحت نام ایشان) به شکل ناجوانمردانه و رذیلانه مشغول به تخریب، جوسازی و اهانت به منتخب جمهور مردمان بوده و هستند، ولی این مسئله باعث فیلتر شدنش نشده است و من نیز شخصا مایلم این سایت کماکان فعال باشد بدون فیلتر.
پاسخ امین تجملیان : سلام عزیز دل برادر
منظور من فقط خاندان آیت الله نبود و نتوانستم از لینكها به درستی استفاده كنم. خود آقای هاشمی هم وقتی در مصدر قدرت بود توان شنیدن ندای مخالف و منتقد را نداشت و خودم به شخصه فراموش نمی‌كنم كه وقتی در دانشگاه شریف حاضر شدند اجازه عرض صحبت به منتقدین داده نشد. به هر حال «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!»
در مورد نكاتتان هم با تا حدی با شما موافقم اما می‌گویم جواب این تهمت‌ها را با خوبی دادن بسیار اثر بیشتری دارد. به كسی كه بدی كند، اگر خوبی كنی قطعا اثر بیشتری دارد. مردم هم كه بوق نیستند و خواهند فهمید حق با كدام طرف است. مگر اینكه بترسیم مبادا حق با ما نباشد و یا اینكه بلد نباشیم درست و منطقی جواب بدهیم،‌كه به نظر من دومی به حقیقت نزدیك‌تر است.
ممنون از نظرت
موید باشی برادر
حامد
شنبه 17 دی 1390 09:44 ق.ظ
سلام
برادر چیزی که ما در زمان خودمون شاهدش بودیم و هستیم با متن شما تناقض دارد. فعلا کسانی که از طرف خانواده حمایت می شوند در حال حاضر قدرتمندتر هستند(آقازاده ها). اون آقای آرمان را نمی توان به نطام نسبت داد. در نظام همونطور که رهبر انقلاب فرمودند باید بینش و بصیرت رو بالا برد. اما یادمان نرود که حافظه عمومی ضعیف است و هجمه رسانه ای قوی. یاعلی
پاسخ امین تجملیان : سلام حامد جان
قصور از من است كه طوری متن را تنظیم كرده‌ام كه انگار فقط به ایجاد محدودیت آیت الله هاشمی اشاره دارد. اما در واقع متن من ناظر به برخوردهایی است كه هر از گاهی با منتقدین می‌شود. می‌گویم باید جواب اینها را با منطق و ابزار نرم بدهیم، تا آنجا كه ممكن است با نرمی و استدلال با آنها سخن بگوییم. مطمئنم اگر كارمان را خوب انجام بدهیم، حجت بر همه تمام خواهد شد.
سهیل تقوی
شنبه 17 دی 1390 07:55 ق.ظ
سلام برادر

کار حکومت اسلامی افزایش معرفت و بصیرت مردم است تا برای فتنه‌های بزرگ‌تر بعدی آماده شوند؛ اما تا آنجایی با نفاق مدارا می‌کند که علناً فتنه و توطئه و تفرقه نکنند... که خداوند می‌گوید قـاتـلهـم اللّه انـى یـوفـكـون...


---
یا علی
پاسخ امین تجملیان : سلام برادر عزیزم
درست است. اما باید مواظب باشیم كه سریع به هر كسی كه مخالف ماست، انگ نفاق نزنیم. خیلی مساله حساسی‌ست به نظرم.
دیانی
جمعه 16 دی 1390 11:25 ب.ظ
سلام
یک واقعه تاریخی را نقل میکنم. پیدا کردن ربطش با شما:
حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله پس از فتح مکه عفو عمومی دادند. حتی به خبیث ترین کفار مکه (اگر ادعای پذیرفتن اسلام می کردند) مثلا ابوسفیان.
اما 8 نفر (و به روایتی 4 نفر) را دستور دادند حتی اگر به پرده کعبه آویزان شده بودند آن ها را بکشید.
همه این افراد (و به روایتی 4 نفر از 8نفر این افراد) شاعرانی بودند که علیه اسلام شعر گفته بودند!
پاسخ امین تجملیان : سلام
معتقدم كه درس گرفتن از تاریخ خیلی خیلی واجب است و همینطور سخت. اینكه از تجربیات تاریخی چگونه در زمان حال باید درس گرفت و مصداق‌ها را چگونه باید درست پیدا كرد.
این مساله را بنده هم در كتاب آقای رسول جعفریان - كه الحق از بهترین كتابهایی است كه خوانده‌ام- دیده بودم و ابتدا بسیار متعجب شده بودم. اما به نظرم ایشان در ادامه متن توضیح می‌دهد كه این امر بدلیل تأثیرگذاری فوق‌العاده زیاد شعرا در آن زمان بوده است.
شعرا در زمان عرب جاهلی قوی‌ترین رسانه بوده‌اند و شعر در واقع نیرومندترین سلاح‌ بشمار می‌رفته است. مصداق‌هایی هم در آن كتاب آورده كه جالب است. اما اگر ما بخواهیم برای شعرای زمان پیامبر در زمان حال مصداق بدهیم، چه كسانی مصداقش چه كسانی هستند؟! این جای تأمل دارد و به نظرم به هیچ وجه بر منتقدین حكومت مصداق نخواهد یافت.

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات