تبلیغات
بسم الله - آیا می‌توان "زندگی" را در تمام جهان به تصویر کشید؟
سه شنبه 23 خرداد 1391  08:20 ق.ظ    ویرایش: - -

به قلم مصطفی رادمرد

روزهای زندگی، یکی از بهترین فیلم‌های دفاع مقدس بود که تا به حال دیده‌ام. گرچه فیلم قبلی شیخ‌طادی(کارگردان) یعنی شکارچی شنبه یک فیلم معمولی و نه چندان جذاب بود ولی به‌جد دیدن "روزهای زندگی" را توصیه می‌کنم. یکی از تمایزات اصلی فیلم با بسیاری از فیلم‌های دفاع مقدس و بطور کلی ارزشی دیگر حس قرابت و پرهیز از شعار زدگی‌ای بود که به مخاطب منتقل می‌کرد؛ در مسائلی مانند برخورد نزدیک با مرگ، ارتباط برقرار کردن بین دفاع مقدس و حادثه کربلا، مسلمان بودن دو طرف جنگ و دعوت به اتحاد ملی که بیشتر نیاز به دیدن دارد تا توضیح دادن! در مورد اتحاد، کسی به‌خطر نیافتاد مگر اینکه سایرین به کمک او شتافتند و لذت در این بود که این مسأله شعارگونه و ناموزون نبود. همزاد پنداری مخاطبین با مردم فیلم به‌حدی بود که در هنگام غلبه رزمندگان ایرانی بر عراقی حاضرین در سالن شروع به کف زدن کردند؛ گویی خود ناگهان از زیر فشار دشمن رها شده‌اند. این احساس قرابت با رزمندگان را خود من به شخصه در کمتر فیلمی احساس کرده‌ام. بیشتر صحنه‌های جنگی نیز نسبت به بسیاری دیگر از فیلم‌های ایرانی طبیعی‌تر بود. به عنوان مثال در جریان هجوم هواپیماها و بالگردها به‌خوبی هیبت و ابهت آن‌ها به مخاطب منتقل می‌شد. البته فیلم ضعف‌هایی نیز داشت که موضوع این نوشته نیست. به‌عنوان مثال از داستان منسجمی برخوردار نبود.

یک نکته اساسی انتخاب شخصیت محوری جنگ بود. در عین این‌که فیلم مربوط به جنگ در خط مقدم بود، ولی شخصیت‌های اصلی فیلم دو پزشک بودند و نه دو رزمنده. یکی "فرمانده" بود و دیگری که همسر او بود، فردی که در عین مشاوره و انتقاد در نهایت مطیع "فرمانده" بود؛ حتی در شرایطی که پزشک "رهبر" چشمان خود را از دست داده بود و بنظر دستوراتی کاملا غیر منطقی می‌داد. در افراد گروه ویژگی‌های جالبی وجود داشت. رهبر گروه یا کسی که سایرین در آن زمان و مکان مشخص به او اقتدا می‌کردند، فردی کاردان، مدبر، متعهد و کاریزماتیک بود. در طرف دیگر همکاران او نیز افرادی توانمند بودند که در عین حالی که با رهبر دچار چالش و بحث می‌شدند، اما گوش به حرف او بودند. این افراد، یعنی پزشک رهبر و دیگر پزشکان و رزمندگان بیمارستان، بصورت همه‌جانبه پشتیبان هم نیز بودند و در مواقع لزوم جای خالی یکدیگر را پر می‌کردند. همین ویژگی‌ها باعث شد که این گروه با وجود هزینه‌هایی که داد و سختی‌هایی که کشید، در نهایت به هدف جمعی خود برسد. محوریت پزشکان در فیلم باعث می‌شد شرایط فیلم به شرایط امروز جامعه نزدیک‌تر باشد. در واقع فیلم جهادی نشان داد که بازیگران آن اسلحه نداشتند؛ بلکه افرادی متخصص بودند که هر یک وظیفه خود را خالصانه انجام می‌داد تا در نهایت جامعه در این جهاد سربلند باشد. بنظرم این مسأله‌ای است که متأسفانه امروزه در کمترین گروه و عرصه‌ای مشاهده می‌کنیم.

انتخاب حمید فرخ‌نژاد برای نقش یک پزشک با صلابت که در عین جدیت، لطافت روحی نیز دارد و گاه‌به‌گاه مزاح می‌کند بسیار به‌جا بود و او به‌خوبی از عهده این نقش برآمد. امّا استفاده از بازیگری مانند فرخ‌نژاد که در جریان رقابت‌های انتخاباتی سال 88 در یک همایش انتخاباتی در ورزشگاه آزادی در اعتراض به وضع موجود به تلخی زبان به طعن محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری اصولگرا، چرخانده بود، برایم جالب بود. می‌توان گفت بازیگر اصلی دیگر فیلم یعنی هنگامه قاضیانی نیز جزو افراد مذهبی به‌شمار نمی‌رود ولی پس از بازی در فیلم اظهار داشت که در جریان فیلم با شخصیت شهدا آشنا شده و به تمجید از آن‌ها پرداخت. یعنی نخبگانی سینمایی که حتی با وجود عدم هم‌فکری کامل با کارگردان فیلم، به خوبی در جهت اهداف فرهنگی انقلاب و دفاع مقدس به خدمت گرفته شده‌اند و اتفاقا اثری درخشان نیز از خود بجا گذاشته‌اند. نکته‌ای که می‌‌خواهم به آن اشاره کنم دغدغه‌ای است به نام مدیریت نخبگان! بدین معنی که حتی اگر نخبه‌ای 50 درصد همراه آرمان‌های ما باشد، بتوان از او در جهت رسیدن به این آرمان‌ها بهره برد؛ و البته کاملا واقفم که این کار بسیار سختی است. به نحوی که گفته می‌شود مزیت استراتژیک حاکمیت آمریکا، مدیریت نخبگان آن است. بطور قطع بسیاری از نخبگانی که از کشورهایی مانند ایران به آمریکا مهاجرت کرده‌اند با جنگ‌افروزی‌ها و زورگویی‌های او مخالف‌اند. اما سیستم طوری طراحی شده که همین افراد در سیستم فرهنگی، اجتماعی و علمی آمریکا حل می‌شوند و در جهت سیاست‌های تعیین شده گام بر‌می‌دارند. در جایی یکی از مدیران ارشد زیمنس می‌گفت شبکه مراکز پژوهشی که برای ما در نقاط مختلف دنیا مشغول به تحقیق و توسعه هستند شامل چند هزار مرکز است. مدیریت این شبکه هنر اصلی زیمنس است که مزیت رقابتی او محسوب می‌شود. نگاهی به وضعیت نخبگان علمی و فرهنگی ما نشان دهنده مدیریت جهانی ماست! قطعاً بنده با اصغر فرهادی کاملا همفکر و هم‌مسلک نیستم ولی بنظر من اولا هوش فیلم‌سازی بسیار بالایی دارد و ثانیا دغدغه اجتماعی دارد. چرا ما بجای اندیشیدن در مورد این‌که چگونه از این قابلیت‌های فرهادی در جهت بهبود وضعیت اجتماعی کشور بهره ببریم، سعی در طرد چنین نخبه‌ای داریم؟ مگر فرهادی در مقابله صریح و عمدی با اسلام و مسلمین قدم برمی‌دارد که ما دور همکاری با او خط قرمز کشیده‌ایم؟ از این دست مثال‌ها زیاد است. اما اساساًً آیا می‌توان از افرادی که صددرصد التزام فکری و عملی به آرمان‌های نظام اسلامی ندارند، در جهت رسیدن به این آرمان‌ها بهره برد؟ اگر آری، چطور؟

مسأله بعدی این است که مسئولین ما چقدر عزم به جهاد فرهنگی دارند؟ وزیر ارشاد در اختتامیه جشنواره فجر گفت "با پوست و استخوان باور کنید که سینما کلید پیشرفت کشور است." تا چه حد مسئولین به این سخن اعتقاد دارند؟ اصلا خود وزیر تا چه حد به این سخن پایبند است؟ ما به فرماندهان فرهنگی خود، که حتما ضعف‌هایی نیز دارند، چقدر اعتماد داریم و دست آن‌ها را باز می‌گذاریم؟ در نشست خبری "روزهای زندگی" یکی از بازیگران گلایه کرد که بارها از کمبود امکانات رنج بردیم. پرویز شیخ طادی در بازدیدی كه تعدادی از نمایندگان مجلس در دهم اسفند ماه 89 از پشت صحنه این پروژه داشتند با اشاره به سختی‌های موجود ساخت «روزهای زندگی» گفته بود: "اگر می‌دانستم كه پروژه «روزهای زندگی» تا این حد گرفتاری دارد، اصلا به سراغ آن نمی‌آمدم، چرا كه در حال حاضر وضعیت مالی ما بحرانی است. در حال حاضر ما در میدان مینی هستیم كه قبلا همه‌ی ما را برای پاگذاشتن در آن تشویق كردند، اما اكنون تنها مانده‌ایم." این در حالی است که در کشور سالانه مخارج هنگفتی صرف تمارین و نمایش‌های نظامی می‌شود. آیا ارزش فیلم‌های دفاع مقدس در جنگ نرم کمتر از مانورهای نظامی است؟ دیگر معمول شده که ابراهیم حاتمی‌کیا، از معروف‌ترین کارگردان ما در ساخت فیلم‌های دفاع مقدس، هر زمان در یک برنامه‌ تلویزیونی حضور می‌یابد، شروع به گلایه از کارشکنی‌ها ‌کند. آیا باید ساخت فیلمی در مورد شهید چمران بدست کارگردانی مانند حاتمی‌کیا 5 سال در مرحله پیش تولید بماند و در طی این مدت حاتمی‌کیا بدلایل ذکر شده حتی از ساخت آن منصرف شود؟

نگارنده این سطور با مشاهده اکثر فیلم‌های برجسته دو دهه اخیر سینمای هالیوود، به این نتیجه رسیده‌ که سینمای غرب از لحاظ محتوا و مفهوم برای مسلمین جذابیتی ندارد. ما حرف برای گفتن بسیار بیشتر از غرب داریم و مطمئنم اگر در کشور از نظر فنی فیلم‌هایی برجسته بسازیم، حتی بدون ایجاد محدودیت برای فیلم‌های غربی، اکثر مردم به سینمای داخل روی می‌آورند. زیرا فرهنگ بومی آن‌ها و ارزشها و مفاهیم والای الهی در فیلم‌های داخلی تجلی می‌یابد و البته فطرت انسان تعالی جو است و بنابراین اگر بتوان این ارزش‌ها را به‌تصویر کشید، حتماً مخاطبان عام را جذب خواهد کرد. بنظر می‌رسد برای این‌کار نسبتاً به‌قدر کفاف سربازانِ با استعداد موجود است؛ پس چرا ما در رسانه حرفی برای گفتن نداریم و نمی‌توانیم بوسیله رسانه گفتمان خود را به جهانیان و حتی به مردم داخل کشور منتقل کنیم؟ فکر می‌کنید راهکار چیست؟


اینجاها را هم ببینید:  (+ + +)

   


نظر دهید()  
سهیل
پنجشنبه 1 تیر 1391 01:36 ق.ظ
در رابطه دغدغه مدیریت نخبگان و استفاده آنها در جهت آرمانها به یاد جمله ایی از یه بنده خدا افتادم که می گفت
نگید کسی از کشتی نظام پیاده نشه این که آخه قایق هم نیست
مصطفی
جمعه 26 خرداد 1391 02:27 ق.ظ
اولا با الم لام میم موافقم!
ثانیا با آشناتر هم موافقم. خیلی مهمه که کی برای چه کاری داره چه کسانی رو مدیریت میکنه. وگرنه ممکن است مدیریت نخبگان ما بعد از مدتی مانند مدیریت نخبگان آمریکا در جهت اهداف شخصی و سلطه طلبانه بشه.
ثالثا چون خیلی آدم روشنفکر و دموکراتیم! به نظر دوستمون هم کاملا احترام میگذارم. هر کسی میتونه نظر خودش رو داشته باشه. به عقیده بنده و کسانی که من میشناسم و فیلم را دیده اند، این فیلم بسیار خوب بود. در بین این بینندگان افراد حرفه ای فیلم بین هم هستند. درست است که از لحاظ فنی به فیلمهای هالیوود نمیرسد ولی جذابیتهای دیگری داشت که من دیدن آن را بر دیدن بسیاری از فیلمهای هالیوود ترجیح میدهم. مثلا اینکه موضوع مورد بحث، مسأله خود ما بود.
و البته نگاه من سیاه و سفید نیست. هر فیلمی ضعفها و قوتهایی دارد. بنظر بنده این فیلم تا حد خوبی به رسالت خود عمل کرد. قرار نیست همه مسائل و معنویتهای جبهه و جنگ را با یک فیلم منتقل کنیم. در این عرصه تأسف بار کنونی سینمای ایران(و ایضا جهان) این فیلم شاهکار بود.
در مورد وضعیت بیمارستان و ... هم بنده رزمندگانی دیده ام که به این وضعیت صحه گذاشته اند. اتفاقا به نظر من همین واقع گرایی فیلم و پرهیز از شعارزدگی ایده آل گرایانه یکی از نقاط قوت فیلم است.
در مورد رابطه فرمانده و گروهش هم، باز هم درست است که مثلا به اندازه سریال مرده متحرک، ساخته فرانک دارابونت، چالشهای این روابط را به تصویر نکشیده ولی بنظر من نکته ای که میخواسته بگوید را خوب گفته. اصلا بنظر من نکته انسجام گروه بود و نه تدابیر ضعیف یا قوی گروه...
یا حق
همون یه دوست قبل
چهارشنبه 24 خرداد 1391 04:47 ب.ظ
سلام برادر
یه جا یه نقد خوندم حرفه دلم بود گفتم جهت تکمیل حرفهای قبلیم درج کنم
1-روزهای زنگی فیلمی شاهکار اما نه در عرصه دفاع مقدس و فرهنگ عاشورایی جبهه ها ، بلکه شاهکاری در عرصه تاسف بار کنونی سینمای ایران است
2-* ما در "روزهای زندگی" شاهد شهادت کسانی بودیم که کمتر شایستگی شهادت را داشتند و به تصویر کشیدن شهادت آنها خط بطلانی بر روی واقعیت هایی بود که ما تا کنون می دانستیم و شنیده بودیم. مگر جز این بود که شهادت را تنها به مردان خدا می دانند و سیدشهیدان اهل قلم التماس می کرد که خدایا ما را نیز در خیل کربلائیان بپذیر.
3-ما در بین آدم های آش و لاش بیمارستان روزهای زندگی تنها تصویر زخم و خستگی و ناتوانی و جراحت های متعدد را می بینیم ولی از خدای مجروحین خبری نیست. خدایی که لحظه به لحظه همراه رزمنده ها بود و اهل بیتی که مدام در خاطرات رزمنده ها و شهیدان یاد می شدند. در این فیلم شما شیفتۀ رزمندگان نمیشوی و یا حماسه ای در تن های بیجان و بی رمق آنان نمیبینی. ما در بیمارستانی که بین انسانهایش تا بهشت خدا تنها یک قدم فاصله است اشتیاقی از آنها برای وصال به معبود و توسل آنها به ائمه نمی بینیم . بیمارستان در سکوتی بی روح و خسته غرق شده و موجی از ناامیدی مخاطب را فرا می گیرد. ناامیدی که همراه شده با تجارت پر سود بین عبد و معبود تجارتی که بچه های جنگ برای روز موعدش جشن حنابندان می گرفتند ، چنان که شب عملیات را با شب دامادیشان اشتباه می گرفتی.
4-این را از دست نوشته های حسن باقری خواندم که « ما در این جنگ به دنبال اهدافی مهمتر از خاک و مرز هستیم ، این که معنویت را برای نسل آینده به ارمغان بیاوریم . ما در این جنگ می توانیم عزت و افتخارمان را به جهان صادر کنیم ، روزی خواهد آمد که نسل آینده اقدامات و آرمان های مارا مورد تحلیل و بررسی قرار خواهند داد.»
فیلم خوبی نبود
یاعلی
یه دوست
سه شنبه 23 خرداد 1391 03:40 ب.ظ
برادر خودم سلام
به عقیده بنده وافرادی که آن سانس در سینما بودند فیلم جذابی نبود.! ولی شما به طرزی در ارتباط با فیلم نوشتید که به نطرم جذابتر از خود فیلم دراومده و آدمو ترغیب می کنه بره یه بار دیگه فیلمو ببینه.
به نظرم پشت فیلم کسایی بودند که این فیلمو بهترین فیلم جشنواره کردند.
این که یه نفر با وجود توانش(از دست دادن چشماش) بازم فرمانده باشه و همه به حرفش گوش بدن نتیجش میشه کشته شدن توانمندها (همون چیزی که تو فیلم دیدیم) آخر سر هم پیرمردی که ناتوان بود گانگستری میره از بین عراقیها ماشین میاره و همه مجروحها رو با خودش می بره...آفرین به دکتر(فرمانده) که باهاشون نمیره و میمونه تا ایرانیها برگردند!اینم شد تدبیر!
به نظر من که فیلم جذابی نبود. اما حرفای شما رو در ارتباط با نخبگان و برخورد با اونها قبول دارم اما برادر نمیشه همه چیزو تقصیر نوع برخورد دونست طرف یه دفعه از فرش به عرش میرسه جوزذه می شه مردمم که تحویلش می گیرن پولم که خوب میگیره میزنه جاده خاکی.. خودمونم بی جنبه ایم ..همین
یاعلی
خدمتگزار
سه شنبه 23 خرداد 1391 11:53 ق.ظ
مصطفی...
amir
سه شنبه 23 خرداد 1391 11:25 ق.ظ
baid midoonam male mostafa bashe choon 2 mahe pish ye jaye dige khoondam in matlabo !
آشناتر
سه شنبه 23 خرداد 1391 10:41 ق.ظ
من با استفاده از نخبگان در جهت اهداف اسلام و انقلاب موافقم اما این موضوع دو شرط و چالش جدی دارد:
1- خود استفاده کننده باید تنها به اسلام معتقد باشد.
2- در حین مدیریت کار (مثلا در مدت فیلمسازی) خود، بخشی از ارزشهای اسلامی را با رفتارش به نخبگانی که کمتر به اسلام معتقدند منتقل کند یعنی باید هادی باشد.
اگر این دو نباشد قریب به یقین نتیجه عکس خواهد داد.
ح غ
سه شنبه 23 خرداد 1391 10:40 ق.ظ
ما كه خدمت برادر رادمرد ارادت داریم،‌ متن بسیار به جایی بود،‌ بدید این رجا هم بزنه تو سایتش.
الف لام میم
سه شنبه 23 خرداد 1391 09:56 ق.ظ
به قلم مصطفی رادمرد!!!
چرا امکانات و مخاطبان بسم الله را دربست در اختیار غریبه ها میگذارید؟
آیا این هم از اصول مدیریت نخبگان است؟!
دوست‌دار شما.
محسن
سه شنبه 23 خرداد 1391 09:44 ق.ظ
قال الامام الهادی (علیه السلام):
الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.
دنیا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

ای هادی امت ! ای نقی ! فدای نام زیبایت . بخدا که بیزاریم از دشمنانت و نفرین ماست بدرقه راه تباهی که ناکسان ناسپاس رفته و به ساحت مقدست اهانت کرده اند و با قلم و قدم این جسارت نابخشودنی را محکوم می کنیم وبه پای ولای تو و دفاع از حریم نام تو ، تا آخرین قطره خون ایستاده ایم .

«گروه اینترنتی رهروان ولایت» در راستای دفاع از حریم ولایت و اعلام انزجار از فعالیت های عده ای کور دل از روز شهادت امام هادی علیه السلام تا نیمه شعبان اقدام به راه اندازی جنبش اینترنتی هادی امت نموده است از‌این‌رو،‌ از تمامی فعالان فضای مجازی دعوت می کنیم با قرار دادن لوگوهای«جنبش اینترنتی هادی امت» در پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های خود و همچنین انتشار و بازنشر مطالب مربوط به این جنبش همچون یادداشت،مقاله، دلنوشته، عکس، کلیپ، پیامک و... ما را در این امر خطیر یاری فرمایند.

لطفا جهت دریافت کد لوگو به آدرس زیر مراجعه فرمائید و پس از درج لوگو در بخش نظرات اعلام نمائید تا پایگاه شما نیز در صفحه جنبش هادی امت لینک داده شده و خبر پیوستنتان به جنبش در بخش اخبار سایت درج گردد.

http://www.jonbeshnet.ir/gallery/96

آدرس صفحه ویژه جنبش هادی امت :

http://www.jonbeshnet.ir/imamhadi
محسن
سه شنبه 23 خرداد 1391 09:44 ق.ظ
قال الامام الهادی (علیه السلام):
الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.
دنیا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

ای هادی امت ! ای نقی ! فدای نام زیبایت . بخدا که بیزاریم از دشمنانت و نفرین ماست بدرقه راه تباهی که ناکسان ناسپاس رفته و به ساحت مقدست اهانت کرده اند و با قلم و قدم این جسارت نابخشودنی را محکوم می کنیم وبه پای ولای تو و دفاع از حریم نام تو ، تا آخرین قطره خون ایستاده ایم .

«گروه اینترنتی رهروان ولایت» در راستای دفاع از حریم ولایت و اعلام انزجار از فعالیت های عده ای کور دل از روز شهادت امام هادی علیه السلام تا نیمه شعبان اقدام به راه اندازی جنبش اینترنتی هادی امت نموده است از‌این‌رو،‌ از تمامی فعالان فضای مجازی دعوت می کنیم با قرار دادن لوگوهای«جنبش اینترنتی هادی امت» در پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های خود و همچنین انتشار و بازنشر مطالب مربوط به این جنبش همچون یادداشت،مقاله، دلنوشته، عکس، کلیپ، پیامک و... ما را در این امر خطیر یاری فرمایند.

لطفا جهت دریافت کد لوگو به آدرس زیر مراجعه فرمائید و پس از درج لوگو در بخش نظرات اعلام نمائید تا پایگاه شما نیز در صفحه جنبش هادی امت لینک داده شده و خبر پیوستنتان به جنبش در بخش اخبار سایت درج گردد.

http://www.jonbeshnet.ir/gallery/96

آدرس صفحه ویژه جنبش هادی امت :

http://www.jonbeshnet.ir/imamhadi
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

بسم الله

«عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم *** هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم»